اخیرا بانک مسکن اعلام کرد در یک خانواده به دو نفر(زن و شوهر یا پدر و فرزند) با دوحساب جداگانه دو وام 18 میلیونی خرید مسکن روی یک پلاک ثبتی نیز می دهد! این خبر با واکنش شدید محافل اقتصادی روبرو شد به اعتقاد اکثر کارشناسان این امر تورمی بوده و بازار مسکن را با چالشی بسیار جدی رو می کرد.
در مصاحبه ای عجیب وزیر مسکن و شهر سازی آقای سعیدی کیا پرداخت دو وام 18 میلیونی خرید مسکن را ضد تورمی خواندند و افزودند این کار هیچگونه اثر تورمی ندارد!
رییس جمهوری در مصاحبه ای که بعد از جلسه هیأت دولت در جمع خبرنگاران داشتند با بیان این مطلب که پرداخت دو وام باعث افزایش قیمت مسکن نمی شود از آن حمایت کردند
در کمتر از دو روز پس از این ماجرا وزیر اقتصاد آقای دکتر دانش جعفری با بیان این که 2 وام 18 میلیونی فقط برای ساخت مسکن داده می شود خبرهای گذشته را تکذیب کردند
جالب این است بانک مسکن نیز تکذیب کرد .
مسولان به کل ماجرا را تکذیب کردند اما مردم همه چیز را شنیده بودند
آیا اگراین کار کارشناسی شده بود در کمتر از دو روز تکذیب می شد
آیا تکذیب موضوعی که وزیر مسکن و رییس جمهوری از آن حمایت کردند نشان دهنده ضعف مسولان نیست.
اما این عقب نشینی برای چه بود؟
عده ای اعتقاد دارند این کار برای جلوگیری از افزایش احتمالی قیمت مسکن بوده است.
به نظر می رسد مسوولان فقط قصد دارند با افزایش نقدینگی و وام(بدهکار ساختن مردم) قدرت خرید آنها را بالا ببرند
بارها گفته شده است مشکل مسکن در ایران این است که
1. عرضه آن کمتر از تقاضای آن است
2. تبدیل شدن بازارمسکن به یک بازار سود ده (افزایش چند صد درصدی قیمت مسکن طی یک سال مؤید همین امر است)
3. ضعیف و ریسک پذیر بودن بورس و دیگر بازارها
4. اشکال ساختاری اقتصاد ایران
5. گروه های مافیایی
6. ضعف قانون
7. ......
باز هم باید بگوییم! امید است مسوولان در هنگام اتخاذ یک تصمیم به همه جوانب آن نگاه کنند .
منبع: وبلاگ ليو شائو چي.
www.nisiyrash.blogfa.com
فشرده اي از گفتگوي راديو همبستگي با ابراهيم عليزاده- كارشناس سياسي در اوضاع ايران و كردستان و...
رادیو همبستگی نخست از ابراهیم علیزاده در رابطه با اوضاع سیاسی ایران می پرسد: در حالی که جمهوری اسلامی سیاست های هارتری در پیش گرفته، مهم ترین وظیفه اپوزیسیون چپ و رادیکال سرنگونی طلب در این دوره کدام هاست؟
ابراهیم علیزاده در پاسخ می گوید: نارضایتی و نفرت از رژیم جمهوری اسلامی در همه جای این کشور موج می زند و رژیم حاکم هم نقطه قوت های و هم نقطه ضعف های جنبش های توده ای در ایران را به خوبی می شناسد. اگر چه این رژیم نمی تواند ایران را به شرایط دهه 60 شمسی برگرداند، ولی در عین حال هنوز از ظرفیت های بالایی برای سرکوب برخوردار است و برای مراحل مختلف و حالت های مختلفی که پیش خواهد آمد تدارک دیده است. به عنوان مثال ذخیره های پولی رژیم اگر نمی تواند اقتصاد این کشور را توسعه بدهد که هیچ، به بلای جانش هم تبدیل شده است، ولی در عوض می تواند در دوره های بحرانی قشری از مزدوران و چماق بدستان بسیجی را با آن سیر و تجهیز کند و به جان مردم بیندازد. این ظرفیت سرکوبگری را تنها با بکار گرفتن ظرفیت های اجتماعی جنبش های توده ای می توان خنثی کرد.
رادیو همبستگی در ادامه می پرسد در چنین صورتی مهمترین وظایف اپوزیسیون چپ و رادیکال سرنگون طلب در این دوره کدام هاست؟
ابراهیم علیزاده در پاسخ می گوید: مشکل اساسی در ناهماهنگی و پراکندگی ها در درون جنبش های اجتماعی موجود است. فعالیت های جریان رادیکال و چپ هم قاعدتا بایستی بر همین نقطه متمرک بشوند. این جویبارها بایستی به هم بپیوندند تا به رود خروشانی تبدیل گردند. یک اعتصاب تا وقتی که محلی است، تا وقتی که در ارتباط با اعتصابات و اعتراضات دیگر قرار نگرفته است، به ناچار صنفی و محدود خواهد بود، ولی همین اعتصابات پراکنده صنفی هم اگر هم زمان صورت بگیرند، عملا به اهرمهای سیاسی قدرتمندی تبدیل می شوند. واضح است که این کار با سازماندهی صورت خواهد گرفت. کارگران ایران به مراکز قدرت سراسری خودشان احتیاج دارند. از اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه به تنهایی انتظار معجزه ای نمی توان داشت، ولی یک اتحادیه یا سندیکا سراسری که در دل همین مبارزات پراکنده کنونی کارگران هم می توانند شکل بگیرند، ابعاد بسیار فراتری به این اعتراضات خواهند داد. بنابراین به نظر من مهمترین وظیفه هماهنگ کردن تلاشها در این زمینه است. انعطاف نشان دادن، با سعه صدر به اختلافات درون جنبش های اجتماعی موجود برخورد کردن، اگر در خدمت فایق آمدن بر این پراکندگی باشد، جای خودش را دارد.
- رادیو همبستگی می پرسد کومه له روی ملیت های ساکن ایران تاکید می کند اما فدرالیسم را رد می کند، چه دلیلی دارد؟
ابراهیم علیزاده در جواب می گوید: تا آنجا که به فدرالیسم به عنوان یک نظام اداری مبتنی بر عدم تمرکز مربوط می شود، مفید بودن یا مفید نبودنش بستگی دارد به نظام سیاسی حاکم و طبقه اجتماعی حاکم در ایران. به خودی خود نمی توان از برتریهای این سیستم و یا از محدودیتهای آن صحبت کرد.
برنامه اثباتی ما برای آینده این جامعه روشن است. ما خواهان یک نظام شورایی هستیم که مختصات آن را هم به روشنی تعریف کرده ایم. و فکر می کنم که این نظام به مراتب دمکراتیک تر و راه ساده تر و کم هزینه تری برای اداره امور یک جامعه است.
اما آنجا که فدرالیسم قرار است پاسخی به مسئله رفع ستم ملی باشد، بایستی بگویم که هم تاریخا ناتوانی آن اثبات شده است و هم منطقا قادر به حل این معضل اجتماعی نیست و عملا مشکل را طولانی تر و بغرنج تر خواهد کرد. در نظام فدرالی متکی بر تقسیم بندیهای ملی، در همه طرح هایی که تاکنون دیده ایم، همه اهرم های قدرت که اساس ستم ملی بر آنها استوار است در دست دولت مرکزی باقی خواهد ماند و رژیم حاکم در هر مقطعی با بکارگیری این اهرم ها می تواند اوضاع را به روال سابق بازگرداند. به عنوان مثال برنامه های اقتصادی دراز مدت و کنترل منابع زیرزمینی که در رژیم های نظیر رژیم ایران اساس عقب ماندگی ها و تبعیضات اقتصادی است در اختیار دولت مرکزی است. ارتش عامل اصلی سرکوب های ملی در کنترل رژیم حاکم خواهد بود و غیره.
اما نگرانی ها در مورد طرح های فدرالی موجود در مورد آینده ایران وقتی بیشتر می شوند که به ترکیب نیروهایی که این شعار را می دهند نگاه کنیم. آنها از یک سو جریانات ناسیونالیست منتسب به ملت فرودست هستند که به هیچ چیز غیر از به قدرت رسیدن حزب خودشان فکر نمی کنند. آنها به خاطر کسب سهمی از قدرت برای حزبشان هر کاری را مجاز می دانند و به رفع واقعی ستم ملی نمی اندیشند. از آن طرف هم یعنی از جانب ناسیونالیست های منتسب به ملت بالا دست که طرحهای فدرالی را می پذیرند هدف مرکزی خود را حفظ تمامیت ارضی ایران تعیین کرده اند که از اساس با خواست دمکراتیک رفع ستم ملی در تناقض است. این جهت گیری ها از دو طرف عبیرغم توافق های ظاهریشان بر سر فدرالیسم در ایران ظرفیت های بالایی برای به خون کشیدن این جامعه را دارند.
-رادیو همبستگی می پرسد: کومه له، سازمانی است که نیروی مسلح هم دارد اما عملیات مسلحانه ندارد، دلیلش چیست؟ آیا ملاحظات منطقه مطرح است یا تغییری در سیاست هایتان نسبت به مبارزه مسلحانه به وجود آمده است؟
ابراهیم علیزاده جواب می دهد: در رابطه با ویژگی های مبارزه مسلحانه در کردستان این سئوال بایستی به چند نکته اشاره کرد.
یک خصوصیت متفاوت مبارزه و مقاومت مسلحانه در کردستان بخصوص در دو سه دهه اخیر ارتباطش با مردم بوده است. مردم از آن پشتیبانی کرده اند، در مقیاس وسیع در آن شرکت کرده اند. این یک مبارزه چریکی جدا از مردم نبود. مبارزه مسلحانه در کردستان آن موتور کوچک نبود که یک عده قهرمان آن را به کار بیاندازند تا موتور بزرگتر یعنی توده ها را به حرکت در بیاورند، بلکه بحث بر سر این است که این مبارزه مستقیما و به اعتبار خودش توازن قوای عمومی در رویارویی با رژیم به نفع جبهه مردم عوض بکند.
نکته دیگر این است که یک استراتژی پیروزمند در یک مبارزه مسلحانه نمی تواند اساس ادامه کاری خودش را بر استفاده دراز مدت از مرزهای کشور بغل دستی بنا بکند. با همه زمینه های عینی که مسئله کرد به عنوان یک مسئله منطقه ای در خودش دارد و تفاوتهایی که در این زمینه با جاهای دیگر در دنیا موجود است، چنین استفاده هایی موقتی و محدود خواهند بود. دولتها ابزارهایی برای اعمال فشار بر همدیگر و سازش کردنها در این زمینه دارند. استفاده کردن از این امکانات در مقاطعی ممکن است مجاز و مفید باشد ولی طبیعی است که ناپایدار و موقتی خواهد بود. اگر مقاومت مسلحانه تاکتیکی اساسا درست است، اگر زمینه های عینی دارد، اگر امکان برپایی آن وجود دارد قاعدتا بایستی بتواند مستقل از این امکانات هم راهی برای ادامه کاری خودش پیدا کند. مبارزه مسلحانه با داشتن امکانات در مرزها و استفاده از یک پشت جبهه مطمئن می تواند در موقعیت بهتری قرار بگیرد ولی دیگر نباید سویچ موتورش دست کشور همسایه باشد، هر وقت خاموش کرد آن از حرکت بیافتد.
در شرایط فعلی حکومت محلی کردستان عراق مایل نیست که ما از سرزمین تحت کنترل آنها به عنوان پایگاه نظامی بر علیه رژیم ایران استفاده کنیم، در یک مقطعی هم خود ما به خاطر دردسرهایی که حضور مسلحانه ما در مرزها برای مردم آن مناطق بوجود می آورد از حضور نظامی در آن مناطق خوداری می کردیم.
بعلاوه مایل هستم که در این رابطه مثالی بزنم. اگر امروز فی المثل آمریکایی ها که در منطقه حضور دارند بخواهند از نیروی نظامی ما به عنوان ابزار فشاری بر رژیم اسلامی برای محدود کردن فعالیت گروه های تندرو اسلامی نظیر انصار اسلام و القاعده استفاده کنند و به این دلیل بخواهند امکانات و تسهیلاتی برای نیروی مسلح ما فراهم کنند، نه اصولی و نه مفید خواهد بود که برای ادامه کاری مبارزه مسلحانه به استقبال چنین پیشنهادات احتمالی برویم.
صرف نظر از همه اینها اکنون موقعیت جنبش توده ای در کردستان اولویت های ما را تا اندازه ای عوض کرده است. ما نمی خواهیم با دادن بهانه برای ملیتاریزه شدن بیشتر کردستان حرکت های رو به رشد اجتماعی آسیب ببینند.
نهایتا می خواهم این را بگویم که ما مبارزه مسلحانه را به عنوان یک تاکتیک سیاسی کنار نگذاشته ایم، ولی این که در چه زمان و مکانی، با چه حجمی و با چه روش هایی به آن دست می بریم، مربوط خواهد بود به ارزیابی کنکرت ما از اوضاع و به همین دلیل سعی می کنیم ظرفیت های خودمان را در این زمینه حفظ و حتی تقویت کنیم.
- رادیو همبستگی می پرسد: نظر عمومی شما در مورد سیاست های آمریکا در منطقه و به خصوص در مورد کردستان چگونه است؟
ابراهیم علیزاده در جواب می گوید: این دیگر واقعیتی است که کسی آن را انکار یا پرده پوشی نمی کند، یا نمی تواند بکند، که هدف آمریکا در منطقه خاورمیانه و هر جای دیگر دنیا چیزی جز تامین هژمونی و رهبری خود از لحاظ اقتصادی، از لحاظ سیاسی و از لحاظ نظامی نیست. از دوره جنگ سرد به بعد دولت آمریکا این استراتژی را با جدیت دنبال کرده است. ولی همانطور که دیدیم کار آنها در این زمینه آنگونه که در ابتدا تصور می کردند، به آسانی پیش نرفت و کانون های بحرانی همچنان بحرانی باقی ماندند. در زمینه شعار دمکراسی و حقوق بشر که آمریکایی ها مدعی بودند برای منطقه به ارمغان می آورند، واقعیت این است که هر جنگی عرصه های مختلفی دارد. طراحان جنگ ها برای پیش برد امرشان عرصه های روانی و تبلیغاتی پیش بینی می کنند، پوشش های ایدئولوژیک می تراشند. پروژه دمکراسی و نبرد با دیکتاتورها و غیره هم در این چهارچوب می گنجد نه آن گونه که به اصلاح روشنفکر لیبرال در کشورهایی نظیر کشور ما می گویند.
اما در مورد قضیه کرد بایستی بگویم که دولت آمریکا سیاست روشنی در این زمینه ندارد یا در واقع نمی خواهد با این کارت زیاد بازی کند. در تمام طول جنگ در سال 2003 در عراق آرتش آمریکا اجازه نداد در نتیجه سقوط رژیم عراق توازن قوا بیش از آنچه که تا آن هنگام وجود داشت به نفع احزاب سیاسی کردستان عراق تغییر کند. یا در مورد کردستان ایران هم می بینیم در حالی که برای دولت آمریکا متحد کردن چند حزب ناسیونالیست کرد قاعدتا نباید کار مشکلی باشد هیچ حرکت جدی و موثری انجام نمی دهد.
رادیو همبستگی در میانه این پاسخ می پرسد: ولی می بینیم که احزاب کردستان متحدان جدی آمریکا هستند و سیاست های آن را تایید می کنند.
ابراهیم علیزاده در توضیح بیشتر می گوید: این کاملا درست است اما آنها از تصور و توهم خودشان عاشق سیاستهای آمریکا شده اند در حالی که سیاست دولت آمریکا در بهترین حالت خنثی نگه داشتن آنها بوده است.
رادیو همبستگی می پرسد: در رابطه با انشعاب اخیر زحمتکشان، اطلاع زیادی در مورد اختلاف سیاسی آن ها منتشر نشده است. طرفین اساسا به مسائلی نظیر امکانات مالی و مسائلی از این قبیل تاکید می کنند، به نظر شما واقعا دعوای آن ها بر سر چیست؟
ابراهیم علیزداه در جواب می گوید: هر کدام از چیزهایی که از جناح های مختلف این سازمان در زمینه مسایل تشکیلاتی مالی و غیره به همدیگر می گویند رگه هایی از واقعیت را در خودش دارد اما این بحثی است که مربوط می شود به دو دستگی در بالای این جریان، اما نمی تواند صف بندی های پایین را توضیح بدهد، آن هم در شرایطی که می بینیم با چه اشکال حادی از رویاروی خود را نشان می دهد. سئوال این است که چرا در پایین هم علاقه ای به حفظ وحدت باقی نمی ماند؟ واقعیت این است که رهبری این جریان به دلیل در پیش گرفتن سیاست هایی که پاسخ راهگشایی برای سازمانشان در بر نداشته است، اتوریته خود را در صفوف تشکیلاتش از دست داده است. یک چنین رهبریی در شرایطی که بر سر مسایل تشکیلاتی اختلاف در می گیرد قادر به جمع و جور کردن صفوف پایین با استفاده از اتوریته سیاسی خود نخواهد بود. به این معنا ریشه واقعی ایجاد چند دستگی در این سازمان بایستی در ناکامی های سیاسی سال های اخیر آنها جستجو شود.
رادیو همبستگی می پرسد: اختلافات داخلی حزب کمونیست و کومه له تا علنی شده است و برخی به فعالیت به نام کومه له تاکید دارند، چرا؟ شما هم به فعالیت حزب کمونیست ایران و کومه له به عنوان سازمان کردستان این حزب تاکید دارید چرا؟
ابراهیم علیزاده پاسخ می دهد: این بحث در میان ما سابقه طولانی تری دارد. انشعابی که چند سال پیش به تشکیل سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان منجر شد، در واقع همین هدف را دنبال می کرد. آن هنگام این بخش از رفقای ما که همین جهت گیری را داشتند اما هر کدام به دلایلی با این جریان همراه نشدند، در صفوف حزب کمونیست و کومه له باقی ماندند و سعی کردند دیدگاهای خود را در چهارچوب همین جریان پیگیری کنند. طی این چند سال البته سخن زیادی پیرامون محتوای واقعی نقشه ای که دنبال می کنند نگفته اند. البته به نظر من این دیدگاه در منسجم ترین شکل خود قبلا امتحانش را پس داده است و من امیدوار هستم این رفقا تا آنجا که به محتوای سیاسی پروژه اشان برمی گردد، با دقت، صراحت و روشنی و شفافیت بیشتری صحبت کنند و تا آنجا که به شکل آن برمی گردد اما از تجربه انشعاب قبلی و سرنوشتی که پیدا کرد درس بگیرند و با جریان سیاسی برنامه ایی و ایدئولوژیک کومه له و حزب کمونیست ایران همراهی بیشتری داشته باشند.
اما راجع به خودمان به عنوان حزب کمونیست ایران و کومه له، آنچه که ما دنبال می کنیم از لحاظ شکل فعالیت سازمانی همان حرکتی است که از ابتدا کومه له بر آن پایه گذاری شده است. بک جریان سیاسی که محدوده فعالیت خودش را ایران تعیین کرده است و بنا به موقعیت خاصی که بویژه از یک مقطعی به بعد، به دنبال ضرباتی که در سال 1352 متحمل شد و سپس به دنبال انقلاب ایران و برپایی جنبش کردستان، اولویت های کردستانی در دستورش قرار می گیرد و فعالانه به انجام آن مشغول می شود.
بنابراین از لحاظ شکل سازمانی و محدوده فعالیت تشکیل حزب کمونیست ایران همیشه از اهداف تعطیل ناپذیر این جریان بوده است و از لحاظ محتوای فعالیت هم ما خواهان یک انقلاب کارگری که راه را برای تحقق یک برنامه سوسیالیستی هموار بکند هستیم. کمونیسم آرمان نهایی ماست و این مضمون دقیقا آن شکل از فعالیت را هم که اشاره کردم از ما می خواهد.
رادیو همبستگی در پایان در مورد زمینه ها و امکان متحد شدن نیروهای رادیکال و چپ در ایران می پرسد
ابراهیم علیزاده در جواب می گوید: اپوزیسیون رادیکال و چپ در ایران تنها در متن یک دخالت گری فعال و مشارکت در جنبش های اجتماعی موجود است که می تواند راه متحد شدن خودش را در مقیاس بزرگ و موثر پیدا کند. در آنجا هست که تنگ نظریها و محدودنگری هایی که معمولا مانع اتحاد و نزدیکی این نیروها هستند رنگ می بازند و راه برای همکاریها و اتحادهای وسیع هموار می شود.