|
عصر قاجار در بررسي تحولات تاريخ زنان يكي از اعصار مهم تاريخي ايران زمين به حساب ميآيد. چرا كه تا آن زمان زنان به عرصه فعاليتهاي اجتماعي و سياسي قدم ننهاده بودند، و تنها پارهاي از زنان قدرتمند درباري ميتوانستند در كنار شوهران و فرزندان خويش به ايفاي نقش سياسي بپردازند. اما در عصر قاجار زنان به عنوان مخالفت با سيستم استبدادي جاري كشور قدم به عرصه نهاده و از طريق شركت در تظاهرات و ايجاد انجمنها وظيفه تاريخي خود را انجام دادهاند. يكي از مناطقي كه زنان در آنجا به فعاليت جدي سياسي دست زدند تبريز بود. در آنجا زنان به طور جداگانه با دولتيان مبارزه نمودند و در مخالفت با عينالدوله وارد عرصه شدند. گروهي از زنان مسلح چادر به سر كه چادر را به كمر بسته بودند در بازار ظاهر شده دست به اسلحه برده و دكاكين بازار را كه به زور دولتيان باز شده بود مجدداً بستند. پس از اين واقعه هر وقت ظلم و ستم حكومت ازدياد مييافت اين دسته از زنها به رهبري زينت پاشا خارج و كانون فساد را ويران ميكردند و از ديدهها ناپديد ميگشتند و كسي نيز به هويت آنان پي نميبرد. پس از استقرار مشروطيت و تشكيل مجلس اول زنان كه همپاي مردان مبارزه كرده بودند و در عوض هيچ حقي به دست نياوره بودند در نقاط مختلف كشور اتحاديهها و انجمنهايي تشكيل دادند تا در راه كسب حقوق خويش مبارزه كنند. زنان تبريز نيز در اين راه از كوشش نايستادند به طوري كه تلگرافي از سوي انجمن ملي تبريز به تهران آمده است: «وضع انقلاب شهر از امروز صبح به تحرير نميآيد تمامي اهل شهر در هيجان، حق طايفه نسوان با بچههاي شيرخوار در مساجد محلات جمع، اهالي بي طاقتي و بي صبري را به درجه اعلاي رسانده، تسكين و تسلي اهالي امكان ندارد و حق تعالي تفضل فرمايند.» (1)
اندكي بعد زنان تبريز به منظور انسجام بخشيدن به فعاليتهاي خود انجمني به نام «كميته زنان» تأسيس كردند و مبارزات خود را با زنان شهرهاي ديگر منطبق ساختند. ملكزاده در كتاب تاريخ انقلاب مشروطيت ميگويد:
«زنهاي تبريز به زنهاي شيراز نامه نوشتند و آنها را بر ضد اعيان و اشراف تحريك به انقلاب كردند.»
اين كميته در جريان فشارهاي عينالدوله در تبريز و محاصره آن تلگرافي به كميته زنان ايراني مقيم استانبول كردند و از آنها خواستار شدند كه ستمديدگي تبريزيان را به گوش جهانيان برسانيد و افكار عمومي مردم سراسر دنيا را به اين امر جلب كنند. مضمون تلگرافي كه در اين مورد به پادشاه انگلستان ارسال شد چنين است:
«عاليجنابا. ما ايرانيان ساكن قسطنطنيه به نمايندگي از طرف ناسيوناليستهاي ايران به اتكاي روابط دوستانه تاريخي و باستاني كه هميشه بين ما و دولت و ملت انگلستان وجود داشته است، از آن جناب استدعا داريم به موضوع زير بذل توجه فرمايند. به موجب تلگرافي كه آخر وقت ديشب مستقيماً از تبريز به ما رسيده و رونوشت آن به ضميمه تقديم است، عينالدوله اولتيماتومي به مدت 48 ساعت به ناسيوناليستهاي تبريز داده و تسليم بي درنگ آنها را خواستار شده است. در متن اين اتمام حجت اشاره شده است كه در غير اين صورت سپاهيان عينالدوله به قتلعام دست خواهند زد. مدت اولتيماتوم از ديروز شروع شده است.
براي استحضار آن جناب به عرض ميرساند كه ما هيچ گاه به خود اجازه ندادهايم كه تقاضاهاي افراطآميز و فوقالعادهاي از شاه بنماييم. به عكس خواستهاي ما موجه و قابل تصديق ميباشد. خواستهاي ما فقط عبارت از اعاده انتظامات و تجديد برقراري مشروطيت است كه از طرف اعليحضرت مظفرالدين شاه به ما اعطا گرديده است. رفتار شاه كنوني طي دو سال گذشته نياز به انتقاد از طرف ما ندارد و چون عاليجناب به خوبي بدان واقف هستند ضمناً بايد به استحضار آن جناب برسانيم كه كميته زنان ما در اينجا اطمنيان تقريباً رسمي از علياحضرت ملكه الكساندرا دريافت داشته است، مبني بر اينكه دولت اعليحضرت پادشاه انگلستان با همكاري دولت روسيه هم اكنون مشغول اقداماتي براي پايان دادن به عمليات خونريزي، راهزني و چپاولگري علني سپاهيان شاه در تبريز هستند. متأسفانه بايد بگوييم كه شاه نه تنها به يك چنين يادداشت مشتركي ترتيب اثر نداده بلكه اعتنايي هم به آن نكرده است. دلايلي در دست داريم كه نشان ميدهد مقامات رسمي روسيه به طور غيررسمي به شاه كمك ميكنند و در امر اعاده انتظامات و برقراري مجدد مشروطيت در ايران مداخله و كارشكني ميكنند.
مهر : شوراي عمومي ايرانيان مقيم در قسطنطنيه» (2)
سر ادوارد گري به رئيس كميته زنان ايراني در قسطنطنيه چنين جواب ميدهد : «علياحضرت ملكه به اينجانب امر نمودند كه وصول تلگراف شما را كه به اينجانب محول شده است اعلام دارم، بايستي به اطلاع شما برسانم كه دولت اعليحضرت پادشاه انگلستان با همكاري دولت روسيه اينك مشغول اقداماتي است تا انتظامات برقرار گردد. با تقديم احترامات. ادوارد گري» (3)
بدين ترتيب فعاليت زنان در اين مبارزات كه حتي منجر به اسلحه در دست گرفتن و جنگيدن شد يكي از عوامل مؤثر شناسايي خواستههاي بر حق ايرانيان در خارج از كشور شد و زمينههاي بعدي خروج روسيه از ايران را فراهم نمود. |