تبليغاتX
سایت ماهانه قلم نو- سایت تازه ها
سایت ماهانه قلم نو- سایت تازه ها

سایت خانوادگی سیاسی اجتماعی سینمایی و...


بزنگاه در مقابل رياكاري آئينه مي گيرد:

 

رضا درستکار گفت:به طور کلی برخوردهای تندی که با سریال های ماه رمضان می شود بیشتر ریشه سیاسی دارد تا نقادانه و این مسائل علاوه بر اینکه آسیب می زند به تصویری که ما از تلویزیون داریم به جوهر نقد و به منتقدین واقعی هم ضربه می زند.
رضا درستکار در پاسخ به این سوال که آیا ماه رمضان با ساخت سریالهایی با مضمون طنز سنخیتی دارد یا نه گفت: به طور کلی در حوزه تصویر حضرت امام خمینی (ره) فتواهایی دارند که حکم تصویر را بیان کرده اند، اگر ما از این فتاوی آگاه باشیم، بخش زیادی از مشکلاتمان با تلویزیون حل می شود.
وی افزود: علت اینکه به خصوص در ماه رمضان امسال، مشکلاتی برای سریال ها پیش آمده به این دلیل است که بعضی از دوستان این فتاوی را نخوانده و یا ندیده اند.
درستکار خاطر نشان کرد: بر اساس بیانات امام(ره) و به عقیده من سریال هایی که امسال از تلویزیون پخش شده اند، به لحاظ کلی اشکال محتوایی ندارند. به طور کلی لحنشان عوض شده، کمی شادتر و یا حتی لوده تر شده است اما مبتذل نشده و یا به عنوان مثال گاهی درشت گویی شده اما دشنام داده نشده است.
وی ادامه داد: اینها بدیهی ترین دیالوگ هایی است که برای اینکه شخصیت ها زنده باشند و مورد پذیرش مخاطبان قرار بگیرند، مورد استفاده قرار می گیرند.اساسا رنگ آمیزی شخصیت در درام به همین معناست.در واقع مجموعه سازان تلویزیونی برای اینکه شخصیت ها را رنگ آمیزی کنند، براساس اصول دراماتیک شخصیت را متغییر می کنند. یک جایی خیلی خوب و یا یک جایی لوده است.به هر حال شخصیت ها تک بعدی نمی توانند باشند، اگر خوب خوب یا بد بد باشند به نظر من راه را به خطا رفته اند.


ادامه مطلب

پنجشنبه یازدهم مهر 1387 توسط سینا |

چراکشورهای ثروتمند خاورمیانه فقیرند؟

روزنامه آلماني تاگس اشپيگل چگونگي حيف و ميل كردن و هدر رفتن ثروت سرشار نفت كشورهاي خاورميانه را مورد ارزيابي قرار داد.

به گزارش "الف"، روزنامه آلماني تاگس اشپيگل در تحليلي به قلم "كنت پولاك" عضو ارشد مشاوران "مركز سياست خاورميانه‏اي" و موسسه بروكينز با انتقاد از حيف و ميل درآمدهاي ناشي از افزايش قيمت نفت در كشورهاي نفت خيز خاورميانه، اين كشورها را نسبت به نتايج سياستهاي غلط اقتصادي شان كه باعث تيره روزي و افزايش فقر در اين جوامع مي شود، هشدار داد.


ادامه مطلب

چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط سینا |

مالک گران قیمت ترین ساختمانهای تهران کیست؟

روزنامه جام جم در گزارشی نهادهای وابسته به دولت را صاحب لوکس ترین و گران قیمت ترین ساختمان های تهران اعلام کرد.

به گزارش «فردا»، در این گزارش با اشاره به خط شکنی دکتر احمدی نژاد در تقبیح لوکس نشینی دولتی ها آمده است: ظاهرا لوكس‌نشيني دولتي ميراثي است كه دولت فعلي نيز از آن بهره مي‌برد.


ادامه مطلب

سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط سینا |

آیا دختران دیگر زنده به گور نمی شوند؟

منبع: تابناک.

جاهليت پيش از اسلام چنين تصويري را از زن ارايه مي‌نمود:
زن يعني ظرفي براي پرورش موجودي (فرزند) که پس از تولد، سودي براي پدر يا مادر داشته باشد.
زن وسيله‌اي است که همانند شتر، اسب، گوسفند و لوازم زندگي به ديگران ارث مي‌رسد.
هديه‌اي زيبا که يا پيشکش بود و يا در جنگ‌ها، جسم و روحش، مباح جنگجويان مي‌‌شد.
کارگر بي‌جيره و مواجبي که به چوپاني و کلفتي يا کيسه‌کشي سلاطين زر و زور داده مي‌شد.
ابزاري براي خوشگذراني و هوسراني.
موجودي که به هر نامي خطاب مي‌شد، جز «انسان»!

همه اين مزايا! در صورتي بود که دختري بتواند از سنت «زنده به گوري»، جان سالم به در برد، اما آن روي سکه هم بسيار غمبارتر بود.

«اعراب جاهلي به هنگام وضع حمل گودالي مي‌کندند. زائو را بر کنار گودال مي‌نشاندند. اگر فرزند پسر بود، او را نگه مي‌داشتند و اگر دختر بود، او را در گودال انداخته راحتش مي‌کردند. در برخي قبايل نيز رسم بود دختر را تا شش سالگي بزرگ مي‌کردند. آنگاه لباس نو به تنش کرده، مي‌آراستند، به بهانه شوهر دادن سر گودالي حاضر کرده و زير خروارها خاک مدفونش مي‌ساختند. اگر هم زنده مي‌گذاشتند، به بدترين وضع با لباسي ژنده به بيگاري و چوپاني وادارش مي‌کردند». (1)

تاريخ، يکي از دردناکترين صحنه‌هاي اين عمل غير انساني را که اشک پيامبر(ص) را هم جاري ساخت، چنين ضبط کرده: «قيس ابن عاصم خدمت پيامبر(ص) رسيد و گفت: يا رسول‌الله، من همه دخترانم را زنده به گور کرده ام و بر هيچ کدام شفقتي نکردم، مگر يک تن از آنها و آن وقتي بود که همسرم حامله شد. من به مسافرت رفتم چون برگشتم، وضع حمل کرده بود. گفت، بچه مرده به دنيا آمد. سالها گذشت، روزي دختري رشيد با موهاي بلند به منزلمان آمد و سراغ مادرش را گرفت. به همسرم گفتم: اين دختر کيست؟ اشک چشمانش را گرفت و گفت: به تو دروغ گفته بودم؛ اين همان دختر توست که وقتي در سفر بودي زادم و از ترس اين‌که او را بکشي، به خواهرانم سپردم تا از ديد تو پنهان باشد و بزرگ شود. همسرم وقتي سکوتم را ديد، مطمئن شد که من دختر را نخواهم کشت. روزي با خيال راحت من را با او تنها گذاشت و از خانه بيرون شد. من دست دختر را گرفته، بيرون شهر به کندن گودالي مشغول شدم. او عمل مرا مي‌ديد و مرتب مي‌پرسيد: پدر جان! اين گودالي که مي‌کني براي چيست؟ گودال که آماده شد، او را داخل آن انداختم.

در حالي که خاک بر صورتش مي‌ريختم، مي‌گفت: پدر جان چرا چنين مي‌کني؟ من را داخل اين گودال تنها مي‌گذاري و به نزد مادرم برمي‌گردي؟ و من او را زير خروارها خاک دفن کردم و به خانه برگشتم.

پيامبر(ص) در حالي که قطرات اشک، چشمان مبارکش را گرفته بود، فرمود: اين نهايت سنگدلي است؛ واي بر تو بدان کسي که در دنيا به ديگران رحم نکند، در آخرت به او رحم نخواهند کرد. (2)

و درست زماني که مي‌رفت تا چنين عمل وحشتناکي به روشي فراگير و ماندگار تبديل شود، گويا صبر خدا هم لبريز شد و ديري نپاييد که پيامبرش،‌ محمد(ص ) را براي برچيدن آن بساط ننگين، برانگيخت.

اولين خطاب پيامبر(ص) به چنين جانياني،‌بسيار سخت و تکان‌دهنده بود: و اذا المؤودة سئلت. بأي ذنب قتلت. (قيامت، وقتي از زنده به گور شده‌ها پرسيده شود که به چه گناهي کشته شدند) (3)

اولين کلمات پيامبر(ص) هم هشدار دهنده بود و هم با فطرت بشري همسو. دخترکاني که مخفيانه در پستوخانه‌ها يا نزد خويشان دور نگهداري مي‌شدند، به ناگاه بغض پنهانشان را شکستند؛ مادران که رحم و زهدان مادري‌شان در حقيقت، نه جاي پرورش موجودي سود و زيان‌ده، که کانون رحمت الهي بود نيز با آن پاره‌هاي تن خود، هم صدا شدند. حتي پدران سنگدلي هم که قساوتشان نه از روي فطرت و طبع بشري که به جبر زمانه به فرزند کشي عادتشان داده بود، انگاري در کمين چنين نداي فطري نشسته بودند، به ناگاه يکي يکي به خدمت پيامبر(ص) رسيدند؛ سر به زير انداخته به گناه خود اعتراف کردند و خواستند تا از جرم آنها درگذرد.

اما فقط کلمات وحي الهي براي محکم کردن دل آنها و بشارت به آينده‌اي درخشان و پاک براي دخترانشان کافي نبود. چرا که وقتي دست به دخترکشي مي‌زدند، نه از روي هوا و هوس و بي غيرتي، بلکه اتفاقا از روي تعصب و غيرت و آينده‌نگري! بود که به چنين بي‌رحمي و قساوتي تن مي‌دادند و مهر پدري به خشمي مقدس! تبديل مي‌شد و نگاه به آينده سياهي که زمانه براي دخترانشان رقم مي‌زد، سختي زنده به گور کردن را براي آنها پسنديده و افتخارآفرين مي‌نمود، اين سختي را به جان مي‌خريدند تا داغ بدنامي را از آن رهگذر، بر پيشاني نگذارند.

با وجود اين، فقط کلمات دلنشين پيامبر نمي‌توانست آرام‌بخش باشد. او بايد از جنس خود ايشان الگويي معرفي مي‌کرد که در عين اينکه زن است، اما از همه پاکاني که تاريخ بشري به خود ديده و آنها شنيده بودند برتر باشد. و خداوند فاطمه(س) را به محمد(ص) داد: انا اعطيناک الکوثر؛ کوثري که مظهر همه صفات جمال الهي است. از هر رجس و آلودگي و پلشتي به دور است. مردان روزگار جرأت نگاه کردن به قامتش را که تا خورشيد افراشته بود ندارند. رفتار پيامبر(ص) با او - که محبت و خشم او محبت و خشم خدا را در پي داشت - نيز عرق شرم بر پيشاني پدران مي‌نشاند. پيامبر(ص) هر روز گرد و غبار خستگي کار مقدس منزل را از دخترش برمي‌گرفت. بر گونه‌اش بوسه مي‌زد. با صداي بلند فرياد مي‌زد: فداها ابوها (پدرش فداي او باد).

پدراني که تا ديروز، دستشان به کندن گودالها و ريختن خاک بر صورت‌هاي معصوم ده‌ها دختر، آلوده بود و لب‌هايي که از خدايان دروغين طلب اولاد پسر مي‌کرد، به يک باره در بوسيدن دست و روي دختران و طلب دختر در نيمه‌هاي شب از درگاه خداي يگانه، بر هم سبقت جستند. آرزو مي‌کردند، نخستين فرزندشان دختر باشد. وقتي بشارت دختر به آنها داده مي‌شد، صورتشان چون گل مي‌شکفت. وقتي همسرشان از حمل فارغ مي‌شد، بي‌تابانه فرزند را در پارچه‌اي پيچيده خدمت پيامبر(ص) مي‌آوردند و فرياد مي‌زدند: يا رسول الله، اين فرزند ماست که دختر است. او را نامي نيکو بنه و در گوش او اذان و اقامه بگو. و فاطمه(س) در حقيقت يک تنه همه انسانيت را و شايد همه امانت هستي را در اين رهگذر به دوش کشيد.

با چنين اعجوبه خلقتي بود که پيامبر(ص) دختران و مادران را ارزش نهاد. آخر فاطمه(س) نيز براي پدرش، هم مادر بود و هم دختر. با چنين الگوي کاملي بود که دست و پاي همه مادران، حتي آنها که به کيش محمد(ص) نگرويده بودند، غرق در بوسه فرزندان شد؛ چون از راستگوترين مردان عالم شنيده بودند: الجنة تحت اقدام الامهات (بهشت زير پاي مادران است)

آري، به يک باره همه آن افکار خرافي زير خروارها خاکستر دفن شد و زن تولدي دوباره يافت و از آن پس تا کنون، هر آنچه نيکي از زنان است، همه از برکت کوثر محمد(ص) و آن هديه الهي است به جامعه بشري.

اما پس از ده‌ها قرن، دوباره زن به جاهليت اوليه بازگشت. اين بار البته به جاي لباس‌هاي ژنده، او را به بهترين مدها و لباس‌ها آراستند؛ به جاي زنده به گور کردنش، به او نشاط و شادابي دادند. حتي براي چشم و ابرو و کمر و روي او قيمتي تعيين کرده، او را به مزايده گذاشتند و ديگر چه کسي مي‌توانست فاطمه(س) را به جامعه عرضه کند؟ اگر محمد (ص) خاتم پيامبران بود، فاطمه(س) هم خاتمه زنان برگزيده بود، اما براي اقتدا کردن و ت‍أسي، نخستين الگوي کاملي بود که بشر تا قيامت مي‌توانست برگزيند. فقط بايد فاطمه(س) دوباره معرفي مي‌شد و چه کسي براي معرفي اين شخصيت بي‌نظير، نزديکتر و سزاوارتر از فرزند فاطمه(س)؛ يعني «روح‌الله»؟

آري، اگر فاطمه(س) در ميان نبود، اما يک روح الله، کافي بود تا دوباره مادر را زنده کند؛ مادري که اگر با چشم دل نگاه مي‌کردي هرگز نمرده بود؛ هرچند به هزار حيلت و تزوير خواستند تا او را بميرانند.

با تولد روح الله، گويي در حقيقت، مادر دوباره زنده شد؛ الگوي کامل زن در انقلاب اسلامي، همان کسي شد که دختران را از زنده به گور شدن رهانيد و به زن بها داد و او دوباره فاطمه(س) بود؛ ديگر کسي از دختر داشتن شرم نداشت؛ در منابر و مواعظ، روايات داشتن دختر خوانده شد. زنان و دختران به سرعت پله‌هاي ترقي را پيمودند؛ در همه صحنه‌هاي مبارزه، دوشادوش همسران خود راه رفتند، فرزنداني پرويدند که عارفان به حال آنها غبطه خوردند و پياله‌ها شکستند، اما صبر کن، انگار دوباره زمزمه‌هاي عصر جاهلي در کوچه و بازار شنيده مي‌شود.

صفحه روزنامه‌ها را ورق نزن که دختر کشي و همسرآزاري، دوران جاهليت را براي تو زنده مي‌کند. به آمار طلاق مراجعه نکن که عرش الهي را به رعشه مي‌اندازد. به معصوميت دخترکاني که هر روز در گوشه و کنار دست به خودکشي مي‌زنند، فکر نکن که نياز به نوشتن قانوني جداگانه دارد.

اين روزها به سايت‌ها و روزنامه‌ها کمتر سر بزن، چون خواهي ديد دختري که از روي ناداني پوشش درستي ندارد، شکار دوربين‌هاي بي‌حياي برخي به عکاسان اصطلاح باحيا! شده است و در کنار او نيز مأموري از مأموران نيروي انتظامي، در حالي که چشمانش مات شده است، بازوي دختري را گرفته تا به ارشاد او بپردازد.

راستي، کدام مرجع تقليدي اجازه داده تصوير دختري بد حجاب، آن هم به بهانه مبارزه با بدحجابي، موجب بالا رفتن آمار بازديد سايت‌ها و رونق فروش روزنامه‌هاي به اصطلاح متعهد و اخلاقي! شود؟ درست است که اسلام حجاب را از ضروريات شمرده و درست است که اين دختر، اجازه ندارد خود را به صورت مانکن در خيايان‌ها، عرصه‌گاه چشم هوسرانان کند، اما چه قانوني اجازه مي‌دهد وقتي آن دخترک به سختي تلاش مي‌کند با دو دستش صورتش را بپوشاند، در کمال خونسردي به گونه‌اي به تصوير کشيده شود که به اشتباه پنداري آن عکاس توسط مأموران براي گرفتن عکس اسکورت مي‌شود! و عکس او و حيثيت او و خانواده‌اش را به تاراج بگذارند!

کمي روشنتر بگويم:
درست است که او خلاف کرده و مستحق ارشاد است و درست است که برخي از آنها، شايد از انتشار عکسشان کيف هم مي‌کنند، اما آيا همه چنين هستند؟ آيا صاحبان تصويرهايي که امروزه روزنامه‌ها و سايتها از هر جناح و گروهي براي چاپ آنها سر و دست مي‌شکنند، منکر ضروري دين هستند؟ آيا مسلمان نيستند؟ آيا نشان دادن مو و سر و گردن و نگاه به آنها حرمت ندارد؟ آيا کدام کارشناس تربيتي مي‌تواند ادعا کند که اين‌گونه پرداختن به موضوع به حياي جامعه کمک مي‌کند؟ راستي، چرا چشم‌هاي هيز آن چشم‌چران به نمايش درنمي‌آيد؟ چرا تصوير آن متلک‌پران حتي به دختران محجوب تصوير اول اين روزنامه‌ها نمي‌شود؟ آيا واقعا انتشار اين تصاوير از روي تعهد و دلسوزي است؟!

عجيب است که هرگاه داد بزرگان دين بلند مي‌شود،‌به ناگاه، نگاه همه به نيروي انتظامي معطوف مي‌شود! با همه احترامي که براي ايشان قايل هستم و دست همه را مي‌بوسم، اما چرا به درستي پرسش‌هاي کليدي زير مطرح نمي‌شود يا به دنبال پاسخ جدي و عملي آنها برنمي‌آيند؟
چرا در کشوري که زن کانون تعليم و تربيت و فرهنگ معرفي مي‌شود، 62 درصد از دانشجويانش دختر و 38 درصد پسر هستند و حتي در رشته‌هاي سخت و خشني که با طبيعت لطيف زنانه سازگاري ندارد، پذيرفته مي‌شوند، اما در همان سال (1387)، تنها 16 درصد از متقاضيان تحصيل در حوزه علميه خواهران مي‌توانند به حوزه راه يابند و درس دين را بياموزند؟

آيا اگر به جاي هشدار صرف و كشاندن نيروي انتظامي به برخوردهايي که هم براي آنها و هم براي دختران همين آب و خاک، هزينه‌هاي زيادي دارد، به فکر ايجاد بسترهاي فرهنگي مناسب باشند، زودتر به نتيجه نمي‌رسند؟ چه کسي پاسخگوي اين عطش مقدس است که در جامعه اسلامي ميان دختران ايجاد شده و هر ساله هم بر تعداد آنها و هم بر محروميت آنها افزوده مي‌شود؟

اگر حوزه‌ها مشکل مالي دارند و براي حوزه‌هاي علميه برادران استفاده از کمک‌هاي دولتي خلاف مصالح حوزه است، اما اين امر براي حوزه بانوان متفاوت است و آن محذوريت‌هاي سياسي و اجتماعي را ندارد.

بايد در سال نوآوري و شکوفايي، به اين نياز طبيعي و ضروري جامعه زن مسلمان ايراني، نگاهي نو انداخت و راه را براي آنها باز کرد.

چرا در بسياري از فيلم‌هاي سينمايي و سريال‌هاي تلويزيوني، نقش زن که بايد کانون مهر و محبت در خانواده باشد، به ابزاري براي خشونت و خيانت و هوس و پوچي و قتل و ... تبديل شده و بزرگان ديني به راحتي از کنار آن مي‌گذرند؟ بسياري از مدل‌هاي مورد خطاب ناجا، مدل‌هايي است که به راحتي در فيلم‌هاي سينمايي که از مميزي وزارت ارشاد گذر کرده‌اند، گرفته شده است. چه توجيهي براي جوان ايراني هست که بگوييم تو نبايد چنين باشي؟
و معلوم است وقتي ماهيت مأموريتي ناجا، دستي بر اسلحه و دستي بر باتوم است، نمي‌تواند نقش ارشادي را به عهده بگيرد؛ هر چند اصطلاحات و کلمات را نرم و مهربان کنيم؛ کدام پدري با دستي چماق و دستي ديگر چاقو به نصيحت فرزندش همت مي‌گمارد؟!

اين مطالب به هيچ روي ايراد گرفتن از كارهاي ناجا نيست، بلکه هشداري است به دلسوزان فرهنگ کشور که اگر به اميد نهادينه شدن فرهنگ ديني در جامعه‌اند، خواستن چنين مهمي تنها از نيروي انتظامي، رفع تکليف از دوش ديگر متوليان اصلي است و قرباني شدن جسم و روح دختران در دوراني که به مراتب پلشتي‌ها و زشتي‌هايش از دوران جاهليت بدتر و وسوسه انگيزتر شده است؛ اما شيوه‌هاي رويارويي با اين معضل، درصدي از روش پيامبر(ص) در صدر اسلام نيست.

آيا متوليان ديني کشور، مي‌توانند ادعا کنند والدين از بشارت دختردار شدن به خود مي‌بالند؟ چقدر دختران و زناني که روح و جسمشان در رفتارهاي خشن والدين و مردان، دهها بار در روز زنده به گور مي‌شود و هيچ متولي فرهنگي صدايش درنمي‌آيد!

آيا با نگاهي عميق به الگوسازي پيامبر براي جامعه اسلامي، نبايد دوباره اين پرسش قرآني را آورد که: «بأي ذنب قتلت»؟ به کدامين گناه کشته مي‌شوند؟

سه شنبه چهارم تیر 1387 توسط سینا |

انتشار تصاویر سانتریفیوژهای تازه- درز اطلاعات یا اقدامی آگاهانه ایران؟؟

منبع: تابناک.

انتشار 48 قطعه عكس از تازه‌ترين دستگاه سانتريفيوژ ايران در سايت رياست‌جمهوري، كارشناسان فني و هسته‌‌اي اطلاعاتي غربي را شگفت‌زده كرده است.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، اين تصاوير در پي بازديد دكتر احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور كشورمان از تازه‌ترين نوع سانتريفيوژ ساخته شده در نطنز در بيستم فروردين ماه امسال گرفته شده و اندكي بعد بر سايت president.ir منتشر شد. جالب آن كه هيچ يك از خبرگزاري‌هاي ديگر، قادر به برداشت اين تصاوير و انتشار آنها نبودند.

با وجود آن كه بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي همواره بر اين بخش‌ها، دسترسي دارند و امكان گرفتن عكس از آنها را دارند، مجوز براي خارج كردن تصاوير اين تأسيسات يا انتشار آنها را ندارند، اما ماجراي انتشار اين تصاوير چه بوده است؟
ممکن است برخي انتشار تصاوير يادشده را ناشي از اشتباه مسئولان اين سايت بدانند، اما برخي شواهد و راين در کنار شرايط زماني، بيشتر نشان‌دهنده آن است كه نمايش جزييات تازه‌ترين سانتريفيوژ ساخته شده در ايران و حتي نقشه‌ بازشده آن، اقدامي آگاهانه بوده كه هدفمند و حساب شده انجام شده است.
فحواي گزارش «نيويورك‌تايمز»، علاوه بر انعكاس شگفتي كارشناسان آمريكايي از اين پيشرفت ايران، بيشتر با گزينه دوم موافق است.

در اين گزارش به قلم «ويليام جي براود» آمده است:
محمود احمدي نژاد در تازه ترين بازديد خود از تاسيسات غني سازي اورانيوم در نطنز ديدار کرد؛ محلي که ‏به ادعاي ايران، براي مقاصد صلح جويانه و تامين انرژي هسته‌اي بر پا شده است. ‏
اين محل دور افتاده براي آزمايش نسل جديدي از سانتريفوژ که با سرعت بيشتري چرخش مي‌کنند و از ‏نظر تئوري، اورانيوم طبيعي را سريع‌تر به سوخت راکتور يا تسليحات هسته‌اي تبديل مي‌کنند، اخيراً در ‏کانون توجهات جهاني قرار گرفته است. دستگاه‌هاي جديد قابل اعتماد‌تر از نسل پيشين محسوب مي‌شوند- ‏که البته گاهي هم نقايص فاجعه انگيزي به دنبال داشتند.‏
همزمان با بازديد رييس جمهور از اين مرکز، ايران به انتشار 48 عکس از داخل آن دست زد. اين اولين بار ‏بود که نماي جالب توجهي از داخل اين مکان اسرار آميز در دسترس قرار مي‌گرفت.

جفري جي لوييس، يک متخصص کنترل تسليحات از بنياد آمريکاي نوين که يک گروه تحقيقاتي خيريه در ‏واشنگتن است، گفت: «آنها تحسين برانگيزند. ما در حال فهميدن برخي چيزها هستيم.» ‏

از همه مهمتر اين است که تصاوير ياد شده، اولين نماي عمومي از دستگاه‌هاي جديد سانتريفوژ IR-2 ‏موسوم به نسل دوم ماشين‌هاي ياد شده به شمار مي‌روند. هيچ تصوير ديگري غير از اين عکس‌ها وجود ‏ندارند، بنابراين کارشناسان هسته‌اي در سراسر دنيا بر مدارک ديداري ياد شده تکيه کرده‌اند تا اندازه دستگاه ‏هاي جديد، ميزان کارآيي آنها و آمادگي آنها را در اجراي عمليات سنگين غني سازي را مورد بررسي قرار ‏دهند. آنها به اين عکس ها، به عنوان تحفه اطلاعاتي نگاه مي‌کنند. ‏
آندرياس پرسبو، يک تحليلگر مرکز اطلاعات و آموزش و تحقيقات در لندن که يک گروه غيردولتي مشوق ‏کنترل تسليحات است، در وبلاگ اين مرکز مي‌نويسد: «اينها اطلاعات بسيار ارزشمندي است.»‏

نکته تعجب‌آور در اين بازديد، حضور وزير دفاع دولت ـ مصطفي محمد نجار ـ بود. برخي تحليلگران ‏حضور وي را در تناقض با ادعاهاي ايران در صلح آميز بودن ماهيت فعاليت‌ها در اين صحرا تلقي نمودند. ‏در يکي از تصاوير، لبخند بزرگي بر چهره آقاي نجار نشسته است و ظاهراً در حال راهنمايي همراهان رئيس‌جمهور است. ‏

تحليلگران هسته‌اي مي‌گويند اين عکس‌ها، دريچه‌اي را به سوي يک دنياي پشت پرده باز کرد که تا پيش از ‏اين، فقط براي مقامات ايراني و عده‌اي بازرس بين المللي شناخته شده بود. ‏
هوستون جي وود، يک کارشناس دستگاه‌هاي سانتريفوژ از دانشگاه ويرجينيا، در مصاحبه‌اي گفت: «من هيچ ‏چيزي نمي‌بينم که نشان دهد آنها براي تبليغات اين کار را کرده‌اند. به نظر مي‌رسد آنها بر روي ماشين‌هاي ‏پيشرفته‌اي کار مي‌کنند.» ‏

ايران در حال جداسازي اورانيوم 235 از اورانيوم 238 است. اورانيوم 235 که در طبيعت کمياب است، به ‏آساني به دو ذره تقسيم شده و از خود انرژي هسته‌اي آزاد مي‌کند. اين نوع از اورانيوم نسبت به نوع قبلي، سه ‏ذره نوتروني کمتر دارد. اين ويژگي باعث مي‌شود تا سبکتر بشود و ماده مناسبتري براي سانتريفوژ (چرخش ‏با سرعت بالا) محسوب شود. ‏
هر چند اين کار به نظر آسان مي‌رسد، اما دستگاه‌هاي سانتريفوژ مي‌بايست روز و شب و به مدت چند ماه تا ‏چند سال با سرعت صوت کار کنند. ممکن است به آساني توازن خود را از دست بدهند و اجزاي آنها متلاشي ‏شود. ‏

غلامرضا آقازاده، رئيس سازمان انرژي هسته‌اي ايران، در مصاحبه سال 2006 با تلويزيون دولتي ايران ‏گفته بود: «روزهاي اول، دستگاه‌هاي ما خيلي از کار مي‌افتادند.» او گفت پس از آنکه کارشناسان ما با ‏دستان خالي، بسياري از مشکلات را پشت سر گذاشتند، مطالعاتشان به يافتن خوشه‌هاي ميکروبي ختم شد. ‏
آقازاده گفت اين ميکروب‌هاي کوچک مي‌توانستند دستگاه را از توازن خارج نموده و باعث خرابي آنها ‏شوند. او اضافه کرد: «منظور ما از خراب شدن يک دستگاه، تبديل شدن آن به پودر است.» ‏
به گفته بازرسان سازمان انرژي هسته‌اي، ايران در نهايت مخفي‌کاري، کار بر روي برنامه دستگاه‌هاي ‏سانتريفوژ خود را از سال 1985 آغاز کرده است. آنها از روي يک طرح پاکستاني که به P-1 معروف ‏است، نمونه‌برداري کردند. امروز طول نمونه ايراني به شش فوت مي‌رسد. در داخل اين دستگاه، يک ‏چرخشگر آلومينيومي به پردازش گاز اورانيوم با سرعت خيره کننده‌اي مي‌پردازد. ايران به نصب 3000 ‏عدد از اين دستگاهها در نطنز اقدام کرده است و اخيراً کار افزايش آن به 9000 عدد را آغاز کرده است. ‏

ايران از چند سال پيش به تلاش براي ساخت نوع پيچيده‌تر و جديدتر از سانتريفوژ نسل دوم پاکستان موسوم ‏به P-2 دست زد. چرخشگر اصلي اين نوع از دستگاه‌ها از جنس استيل بسيار مقاومي است که مي‌تواند با ‏سرعت بيشتري بگردد و در عين حال، ريسک تخريب را بکاهد. ‏
با اينحال، ايران در تهيه استيل مورد نظر کار سختي را پيش رو داشت. به همين دليل، انها در خفا و به جاي ‏نمونه قبلي، دست به کار ساخت نمونه خود تحت عنوان IR-2 شدند. اين نسبتاً شگفت‌انگيز است که ايراني‌ها به سطح بالاتري از مهارت‌هاي فني دست پيدا کرده‌اند. در بهترين حالت، دستگاه‌هاي IR-2 مي‌توانند ‏باعث تسهيل روند توليد سخت رآکتور يا بمب براي ايران شوند. ‏

کارشناسان غربي مي‌گويند نمونه به تصوير کشيده شده از دستگاه IR-2 به طول 3 فوت، معادل يک دوم ‏طول دستگاه P-1 است. با اين وجود، سرعت چرخش آن دو برابر بيشتر است. ‏
ديويد آلبرايت، رئيس موسسه علوم و امنيت ملي که يک گروه خصوصي رديابي تکثير هسته‌اي در واشنگتن ‏است، مي‌گويد: «اين رقم بالايي است. اين مي‌تواند غني سازي را تا چهار برابر برساند.»‏
بالاترين نمره اطلاعاتي از سوي کارشناسان به يکي از عکس‌ها از سري 48 عکس منتشر شده داده شده ‏است که در آن، آقاي احمدي نژاد و همراهان او به مشاهده يک دستگاه IR-2 باز شده بر روي يک ميز ‏مشغول هستند. اجزاي دستگاه، چرخشگر و قطعات اصلي ديگر، همگي قابل مشاهده‌اند. ‏

مرکز کنترل تسليحاتي «وونک» که به رياست دکتر لوييس به فعاليت مشغول است، دست به برگزاري ‏مجموعه مباحثاتي در مورد اين عکس زد. اغلب نظرات بر روي قطعات دستگاه متمرکز بودند. با اين وجود، ‏آقاي جفري اي فردن، يک کارشناس از ام آي تي، به ميزي که دستگاه روي آن باز شده و پرچم ايران بر روي ‏آن اشاره کرده است.‏
او نوشته است: «توليد بومي اجزاي پيچيده اين دستگاه، چيزي است که بايد به آن باليد. نشان دادن پرچم ايران ‏هم راه مناسبي براي جار زدن تصويري اين احساس است.»‏

يک کارشناس سانتريفوژ اروپايي که از نزديک برنامه هسته‌اي ايران، از جمله ارزيابي‌هاي بازرسان بين ‏المللي، را دنبال مي‌کند مي‌گويد هنوز کارهاي مشکلي بر سر راه دستگاه IR-2 باقي مانده است. او که به ‏خاطر حساسيت مساله از فاش کردن نامش خودداري نمود، گفت: «آنها مطمئناً چند ماه، اگر نگوييم يک سال، ‏تا زمان مرحله بعدي کار و توليد انبوه فاصله دارند.»‏
سازمان‌هاي امنيتي ايالات متحده مي‌گويند زودترين زماني را که مي‌توان براي ساخت بمب هسته‌اي ايران ‏در نظر گرفت، سال 2009 است، معذالک فاصله زماني 2010 تا 2015 معقول‌تر به نظر مي‌رسد. اين در ‏حالي است که ايران اصرار دارد توليد سوخت هسته‌اي براي استفاده در توليد جريان الکتريسيته است.‏

آقاي دکتر وود از دانشگاه ويرجينيا درباره نمايش اين عکس‌ها بوي غرور و تکبر احساس مي‌کند. او گفت: ‏‏«براي من اينکه آنها عکس‌ها را منتشر کردند، تعجب آور بود. به نوعي، نشانه از خود راضي بودن بود. من ‏فکر مي‌کنم اگر آنها دست خودشان را رو نکنند، بيشر به نفع شان است.»‏
به نظر مي‌رسد تحليلگران عليرغم شفافيت در بازديد رئيس جمهور، دستگاه‌هاي سانتريفوژ را همچنان به ‏چشم يک معما نگاه مي‌کنند. ‏

تهران مي‌تواند در نهايت از آنها براي هدف خوب يا بد، روشنايي شهرها يا ويراني آنها استفاده کند. آنها مي‌‏گويند، تنها زمان است که مقاصد اصلي ايران را روشن مي‌کند. ‏

جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 توسط سینا |

رسانه ملی- پیشتاز قلب حقیقت:

منبع: تابناک.
 
وقتي وزير پيشين اقتصاد پس از يک سخنراني کارشناسي و دلسوزانه به تشريح ايرادات واقعي نظام اقتصادي کشور مي‌پردازد، سيماي جمهوري اسلامي با صرف نظر از اين سخنان،‌ تنها به پخش يک صحنه عاطفي از صورت اشک‌آلود وزير، از پشت به او خنجر مي‌زند، چگونه مي‌تواند ادعاي صداقت را يدک بکشد؟
رفتار رسانه ملي که به عنوان تنها رسانه فراگير در ايران وظيفه خبررساني صادقانه و آگاه‌سازي ملت شريف ايران را بر عهده دارد، در مواردي مصداق بارز قلب حقايق است.
يک کارشناس رسانه با بيان اين مطلب به خبرنگار «تابناک» گفت: البته منظور من آن نيست که خداي ناکرده صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران خبر دروغ پخش مي‌کند يا به دروغگويي مي‌پردازد، اما در دنياي ارتباطات شيوه‌هاي ديگري هم براي قلب حقايق وجود دارد.

وي توضيح داد: وقتي از يک موضوع چند وجهي تنها به يک بخش فرعي آن توجه مي‌شود و بخش‌هاي اصلي آن قرباني سانسور مي‌شود، طبيعي است که پيامي غير واقعي از يک پديده به مردم منتقل مي‌شود و حتي برخي نام اين امر را دروغگويي مدرن مي‌گذارند.

اين کارشناس رسانه پخش کاملا جهت دار خبر توديع وزير پيشين اقتصاد و دارايي را مصداق کامل اين رويه دانست و گفت: وقتي پس از يک سخنراني کارشناسي و دلسوزانه به تشريح ايرادات واقعي نظام اقتصادي کشور مي‌پردازد، سيماي جمهوري اسلامي با صرف نظر از اين سخنان،‌ تنها به پخش يک صحنه عاطفي از صورت اشک‌آلود وزير، از پشت به او خنجر مي‌زند و خدمات چندين ساله يک مدير را در جمهوري اسلامي ناديده مي‌گيرد، چگونه مي‌تواند ادعاي صداقت را يدک بکشد؟

وي گفت: با اين حال صداوسيما در همين موضوع به جاي انتشار خبر سخنان کارشناسي دانش‌جعفري، به پخش سخنان معاون اول رياست جمهوري که ارتباطي هم با موضوع ندارد مي‌پردازد و اوج رفتار حرفه‌اي خود را به نمايش مي‌گذارد!
اين کارشناس ادامه داد: هر چند با اين روش‌ها مي‌توان چند صباحي بخشي از طيف عوام مردم را از دسترسي به حقايق باز داشت و برخي گروه‌هاي فشار و همراهان مقطعي صداوسيما را راضي نمود، اما نتيجه عدم صداقت رسانه ملي، باختن اعتماد مردم شريف و آگاه ايران است که بزرگترين سرمايه آن به شمار مي‌رود.

جمعه ششم اردیبهشت 1387 توسط سینا |

اقتصاد ایران در سالی که گذشت:

منبع: ایراس.

در آستانه سال جدید به بررسی مشکلات اقتصادی ایران در سالی که گذشت می پردازیم تا بتوانیم دیدی روشن نسبت به آینده اقتصاد ایران در سال پیش رو داشته باشیم. در سالی که گذشت اقتصاد ایران پستی و بلندیهای زیادی را تجربه کرد. بر اساس آمارهای رسمی نرخ رشد اقتصاد ایران در سال 1386هجری شمسی با تجربه کاهش نسبت به سال پیش از ان به کمتر از 6 درصد رسید در حالیکه در سال 1385 نرخ رشد اقتصاد 2/6 درصد و در سال 1384 نرخ رشد اقتصاد 5/7 درصد بوده است.

در سال 1386 هجری شمسی سه قطعنامه علیه ایران تصویب شد و سه تحریم اقتصادی بین المللی اقتصاد کشورمان را هدف قرار داد. علاوه بر آن تحریمهای بانکی یک جانبه آمریکا به همراه چند کشور هم پیمان اروپایی نیز ضربه دیگری بود که به اقتصاد کشور ایران وارد شد.

این ضربه ها اقتصاد ایران را شرایط نامطلوبی قرار داد. در مورد دلایل افزایش فشارهای اقتصادی در ایران می توان به دو مساله اشاره کرد: اول سیاستهای بین المللی از قبیل تحریم اقتصادی ایران از طرف سازمان ملل متحد و دوم سیاستهای اقتصادی دولت که زمینه ساز تشدید بحرانهای اقتصادی کشور شد.

اما نمی توان هیچ یک از این عوامل را به تنهایی در تشدید فشارهای اقتصادی روی ایران موثر دانست. زیرا هر یک از جهتی خاص اقتصاد را هدف قرار داده اند و به یک بخش از اقتصاد ضربه وارد کرده اند.

البته این تنها سالی نبود که اقتصاد ایران تحولات منفی را در عرصه اقتصادی خود تجربه کرد. ایران از سالها قبل با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کرد ولی در سال گذشته تمام عوامل تشدید شد و همین مساله بحرانها را صد چندان کرد.

اما با توجه به رشد بی سابقه قیمت نفت و ارتقای درآمد کشورهای مالک این منبع انرژی انتظار می رفت وضعیت اقتصادی ایران در سال جاری ارتقا یابد و بخشی از مشکلات اقتصادی گذشته که به دلیل ضعف درآمد در کشور وجود داشت از بین برود.

در سال گذشته ایران روابطی را با کشورهای مختلف برقرار کرد. در این سال رابطه ایران و ونزوئلا گرمتر شد و شماری از شرکتهای ایرانی اقدام به اجرای پروژه ها و سرمایه گذاری در این کشور کردند. اما به نظر می رسد رابطه نزدیک ایران و این کشور آمریکای لاتین برای ایرانیان تبعات مثبتی نداشت زیرا بعد از تحریم اقتصادی ایران ونزوئلا از تحویل هواپیماها و قطعات هواپیمایی که طبق قرار داد باید به این کشور تحویل داده می شد امتناع کردند و نشان دادند همچنان رابطه با جهان را به برقراری رابطه گرم با ایران ترجیح می دهند.

از طرف دیگر ایران در سال 1386هجری شمسی رابطه نزدیکی با روسیه برقرار کرد. در این سال ساخت نیرو گاه بوشهر بعد از تاخیر بیشتر از 20 سال به پایان رسید و روسیه سوخت مورد نیاز نیروگاه هسته ای را تحویل داد.

در این سال پوتین رییس جمهوری روسیه با وجود فشارهای بین المللی در اجلاس کشورهای حاشیه دریای خزر در تهران شرکت کرد. مذاکره برای انعقاد قرارداد گاز با شرکت گازپروم روسیه یکی از مهمترین تعاملات صنعتی ایران در سال گذشته بود.

در این سال خط لوله صلح با چالشهای زیادی روبرو بود. هند بارها از حضوردر جلسات امتناع کرد و سبب شد تا اجرای این طرح به تاخیر بیفتد. در این سال بحث جایگزین شدن چین به جای هند در خط لوله صلح مطرح شد که از نظر کارشناسان صنعتی و فعالان این پروژه تنها و تنها سبب تاخیر بیشتر در اجرای خط لوله انتقال گاز می شود.

مشکلات اقتصادی

در سال 1386هجری شمسی بزرگترین و تاثیر گذارترین مشکل اقتصاد ایران نرخ بالای تورم بود. در این سال نرخ تورم بسیاری از کالاها از قبیل مواد غذایی و مسکن بیشتر از نرخ اعلام شده توسط بانک مرکزی بود و زندی شخصی خیل عظیمی از مردم را همچون اقتصاد کشور با مشکلات عدیده ای مواجه کرد.

طبق آمارهای موجود در سال 1386هجری شمسی نرخ تورم رسمی اعلام شده توسط بانک مرکزی ایران 8/17 درصد بود که نسبت به نرخ رسمی اعلام شده برای سال 1385 میلادی حدود 5 درصد رشد داشت.

شایان ذکر است منابع غیر رسمی نرخ تورم را تقریبا دو برابر نرخ تورم رسمی برآورد کرده اند.

دلایل مختلفی برای افزایش نرخ تورم در سال جاری می توان ذکر کرد که یکی از آنها درون ریز درآمدهای نفتی به اقتصاد ایران و نظام بانکی کشور بود. این سیاست نادرستی بود که دولت در استفاده از درآمدهای نفتی داشت و سبب شد این درآمدها به جای ارتقای نرخ رشد و زیر ساختهای اقتصاد زمینه بروز مشکلات بیشتر را فراهم آورد.

اگر دولت این درآمدها را وارد بخشهای زیر ساختی می کرد و از آنها برای توسعه صنایع مختلف بهره می گرفت می توانست ظرف یک یا دو سال آینده شاهد پیشرفتهای بزرگی در اقتصاد خود باشد. اما با وارد کردن آنها به بازارهای مالی باعث افزایش نقدینگی و به دنبال آن افزایش نرخ تورم شد.

البته این یکی از دلایل افزایش نرخ تورم است. دلیل دیگر افزایش نرخ تورم به سیاستهای جهانی باز می گردد. تصویب قطعنامه های مختلف علیه ایران و تشدید فشارهای جهانی سبب شد تا ایران برای برقراری تعاملات روزمره تجاری مجبور به پرداخت هزینه های بیشتری باشد.

پرداخت هزینه بیشتر برای واردات یعنی پرداخت قیمت بالاتر برای کالاها بعد از وارد شدن به بازار مصرف که همان ارتقای تورم در حوره ان کالای خاص است. حال تصور کنید تحریم اقتصادی ایران سبب افزایش هزینه واردات کالاهای مختلف شود و قیمت همه آنها در بازار افزایش پیدا کند و تورم ارتقا یابد.

یکی دیگر از مشکلاتی که جامعه جوان ایران را دچار خود کرد بیکاری است. در سال 1386 نرخ تورم در ایران بیشتر از 12درصد بود که در مقایسه با سال پیش از آن افزایش داشته است. این مشکل در کشوری که بیشتر از نیمی از جمعیت آن را جوانان تشکیل می دهند می تواند آسیبهای اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند.

تازه ترین آمار ارئه شده توسط بانک مرکزی ایران جمعیت آماده به کار کشور را 5/23 میلیون نفر اعلام کرده است که از این تعداد 8/2 میلیون نفر بیکار هستند. بر طبق این گزارش نرخ بیکاری در ایران برابر با 1/12 درصد است در حالیکه برخی از منابع غیر رسمی نرخ بیکاری در کشور را بیشتر از 15 درصد می دانند.

هر کدام از این آمارها را در نظر بگیریم نشان دهنده این است که نرخ بیکاری در ایران از 130 کشور جهان بالاتر است و این نرخ با توجه به جوانی جامعه ایران و اینکه از دو سال آینده 9 میلیون و 80 هزار نفر جوان 20 تا 24 سال به جمع متقاضیان کار اضافه می شوند می تواند مشکل آفرین باشد.

در سال گذشته حجم تعاملات تجاری ایران با کشورهای دیگر کمتر شد و ارزش تجارت ایران و کشورهای غربی سیر کاهشی داشته است. تحریم بانکی ایران که به گفته تحلیل گران اقتصادی به انزوای بانکی کشور ایران می انجامد مشکل دیگری است که اقتصاد ایران را در سال 1386 هجری شمسی دچار کرد.

در این سال هزینه وارداتی ایران رشد چشمگیری داشت که دلیل آن تحریمهای وضع شده علیه ایران در مجامع بین المللی بود.

برخی از تحلیل گران دلیل مشکلات اقتصادی ایران را تحریمهای بین المللی می دانند ولی برخی دیگر سیاستهای اقتصادی دولت را عامل این تحولات اقتصادی می شمارند. اما واقعیت این است که اقتصاد ایران تحت تاثیر هر دو عامل قرار گرفت.



سیاستهای دولت

در سال گذشته سیاستهای اقتصادی دولت بسیار بحث انگیز بود که در این مقال مهمترین آنها را مورد بررسی قرار می دهیم. از جمله این سیاستها تغییر نرخ بهره بانکی بود که به زعم بسیاری از اقتصاددانان سبب شد تا بر سیر رشد نرخ تورم دامن زده شود. اگرچه در بسیاری از بانکها کاهش نرخ بهره بانکی به معنای واقعی اجرا نشد.

طبق قواعد علم اقتصاد کاهش نرخ بهره بانکی انگیزه وام گیری را در مردم افزایش می دهد و از طرف دیگر انگیزه دادن پول در حسابهای بانکی را کمتر می کند. در این شرایط نقدینگی افزایش می یابد و نرخ تورم که رابطه ای مستقیم با حجم نقدینگی دارد ارتقا می یابد.

بنابراین تصویب طرح کاهش نرخ بهره بانکی در ایران بدون اینکه زمینه برای این تحول اقتصادی فراهم شود سبب شد تا پول از بانکها خارج و به بخشهای دیگری از قبیل بخش مسکن وارد شود و تورم این بخشها ارتقا پیدا کند.

یکی دیگر از سیاستها، وارد کردن درآمدهای نفتی به نظام اقتصادی بود. در صورتیکه ایران نیز همچون دیگر کشورهای نفت خیز این درآمد کلان را صرف توسعه زیر ساختهای صنعتی می کرد نه تنها باعث افزایش نرخ تورم نمی شد بلکه زمینه را برای ایجاد تنوع در اقتصاد و کاهش وابستگی به نفت و درآمدهای نفتی فراهم می کرد.

از جمله کارهای دولت نهم که تعجب همگان را برانگیخت انحلال سازمان مدیریت و برامه ریزی کشور در سال جاری بود. این ارگان که وظیفه مطالعه و برنامه ریزی را در کشور بر عهده داشت با پشتوانه اطلاعاتی 60 ساله می توانست کمک بزرگی برای اقتصاد ایران باشد ولی بعد از انحلال این سازمان این وظیف نیز به نهاد ریاست جمهوری تفویض شد.

یکی دیگر از سیاستهای اقتصادی دولت توزیع غیر هدفمند یارانه ها در سال 86 بود که در بخشهای مختلف اقتصادی بویژه در بخش انرژی رقم قابل ملاحظه ای را به خود اختصاص داده بود. بر طبق گفته برخی از مسوولان وزارت نفت، یارانه پنهان حامل های انرژی در سال 1386 هجری شمسی بالغ بر 120میلیارد دلار آمریکا بود. البته دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، این مساله را تکذیب می کند.

یکشنبه هجدهم فروردین 1387 توسط سینا |

ایران پیروز شده است؟

منبع: اکونومیست.

مجله اکونوميست، در سر مقاله آخرين شماره خود می نويسد دولت آمريکا می تواند با چشم پوشی از پيش شرط  مذاکره رو در رو با ايران، به بن بست مسئله هسته ای اين کشور پايان دهد و  مقامات ايران را به ميز گفت و گو بکشاند.

اين مجله می نويسد آمريکا بايد از گزينه «معامله بزرگ» برای حل مسائل بين دو کشور استفاده کند.
چکيده اين مقاله را در ادامه می خوانيد:

مجله اکونوميست می نويسد چه کسی می توانست تصور کند که يک حکومت مذهبی بی يار و ياور که زنان را سنگسار می کند، نوجوانان را در ملاء عام به دار می زند و رييس جمهورش  هولوکست را انکار می کند، از نظر ديپلماتيک زيرکانه تر از آمريکا و متحدان اروپايی آن عمل کند؟ اين زيرکی از نتيجه آخرين گزارش اطلاعاتی آمريکا در باره برنامه هسته ای ايران نشئت می گيرد.

جرج بوش می خواهد مسئله هسته ای ايران را از طريق ديپلماتيک حل کند. باور کردنش مشکل است، اما علاوه بر اين، رييس جمهوری آمريکا گزينه ديگری هم دارد و آن «معامله بزرگ» است برای رفع اختلافات ايران و آمريکا.

نيازی به هوشی بالاتر از حد متعارف نيست تا دانسته شود که دستيابی آيت الله های ايران به بمب هسته ای می تواند جهان را با حوادث غير مترقبه ای روبه رو کند. جهان ادعای ايران را که می گويد برنامه هسته ای اين کشور صلح آميز است، باور ندارد.

به همين سبب، روسيه و چين با پيوستن به صف آمريکا، فرانسه، بريتانيا و آلمان در شورای امنيت بر آنند که غنی سازی را در ايران متوقف کنند.

دو ماه پيش همه اين کشورها در آستانه توافق بر سر قطعنامه سوم و اعمال تحريم سنگين تر عليه ايران بودند، اما آخرين گزارش اطلاعاتی آمريکا در باره برنامه هسته ای ايران، زحمات ديپلماتيک پنج ساله کشورهای غربی را يک باره به هدر داد.

پس از اين گزارش اطلاعاتی آمريکا، روسيه و چين در نشست وزيران امور خارجه کشورهای ۱+۵ که ماه گذشته در برلين برگزار شد، با اعمال تحريم شديد عليه ايران مخالفت کردند.

همزمان، محمد البرادعی، رييس آژانس بين المللی انرژی اتمی، دوست و ياور ايران شده است. او با انتقاد از مخالفين برنامه هسته ای ايران، که به باور وی ديوانگانند، می خواهد با کمک به ايران برای سر و سامان دادن به مسائل هسته ای خود، از بروز جنگ عليه جمهوری اسلامی جلو گيری کند.

در کنفرانس «داوس» امسال، منوچهرمتکی، وزير امور خارجه ايران، با اتکا به گزارش اطلاعاتی آمريکا گفت ايران برنامه ای برای توليد سلاح هسته ای ندارد و با نگرش به همکاری نزديک ايران با آژانس بين المللی انرژی اتمی، پرونده هسته ای ايران بايد بسته شود و اعمال تحريم عليه جمهوری اسلامی بی معنی است.

اما اين اظهارات تحريف محض حقايق است؛ گرچه گزارش اطلاعاتی آمريکا می گويد که ايران برنامه دسترسی به سلاح هسته ای را در سال ۲۰۰۳  رها کرد، ولی اضافه می کند که معلوم نيست ايران تا چه حد در اين زمينه پيشرفت داشته است.

تحريم های شورای امنيت سازمان ملل عليه ايران برای فعاليت های مخفی ايران نيست، بلکه بر عکس، متوجه فعاليت های آشکار جمهوری اسلامی است که با سر پيچی از قطعنامه های سازمان ملل به غنی سازی ادامه می دهد.

دسترسی ايران به سلاح هسته ای می تواند تعادل نيروها را در منطقه به هم زند و به رقابت تسليحات هسته ای در منطقه و پيامد های وخيم منتهی شود. 

جمهوری اسلامی می گويد که غنی سازی اورانيوم را برای توليد برق می خواهد، ولی اورانيوم غنی شده را می توان برای ساخت بمب هسته ای نيز مورد استفاده قرار داد. وقتی کشوری قادر به غنی سازی باشد، تبديل اورانيوم غنی شده به سلاح اتمی کار ساده ای است.

دسترسی ايران به سلاح هسته ای می تواند تعادل نيروها را در منطقه به هم زند و به رقابت تسليحات هسته ای در منطقه و پيامد های وخيم منتهی شود. 

البته آمريکا می تواند با گسترش چتر اتمی خود بر روی کشورهای عرب منطقه از مسابقه تسليحاتی جلوگيری کند.

بدين جهت، برخی بر اين باورند که بايد تاسيسات هسته ای جمهوری اسلامی را قبل از آنکه اين کشور به بمب دسترسی پيدا کند، بمباران کرد؛ البته اگر ايران مصمم به داشتن بمب هسته ای است، بازدارندگی بهتر از بمباران است.

جرج بوش می خواهد مسئله هسته ای ايران را از طريق ديپلماتيک حل کند. باور کردنش مشکل است، اما علاوه بر اين، رييس جمهوری آمريکا گزينه ديگری هم دارد و آن «معامله بزرگ» است برای رفع اختلافات ايران و آمريکا.

تا به حال، رهبران ايران پيشنهاد مذاکره مشروط از سوی آمريکا را رد کرده اند، اما در حال حاضر، بهترين روش برای اعمال فشار به رهبران ايران اين است که آمريکا پيش شرط مذاکره را، که توقف غنی سازی است، ناديده بگيرد و ضمنا ضرب الاجل تعيين کند، و گرنه ايران همچنان به غنی سازی ادامه خواهد داد.

روسيه و چين هم لازم است به تحريم های سنگين عليه ايران رضايت دهند، تا ايران به مذاکرات تن دهد. با اين همه، ممکن است رهبران ايران از مذاکرات خودداری کنند، اما در صورت چنين تصميمی، رهبران ايران مجبور خواهند شد برای مردم ايران تشريح دهند که چرا بايد بهای سنگينی برای عدم مذاکره با آمريکا بپردازند و به تکنولوژی دست يابند که برای توليد برق نيست.

در نهايت، اگر نتوان رهبران ايران را برای مذاکره متقاعد کرد، لااقل می توان آنان را معذب کرد که از برنامه دسترسی به توليد سلاح هسته ای چشم پوشی کنند.

شنبه سیزدهم بهمن 1386 توسط سینا |

چرا احمدی نژاد شعارهای انتخاباتی اش را انکار می کند؟ ناتوانی و انکار؟

منبع: زمانه.

علي قنبري عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس گفت؛«احمدي نژاد به دليل ناتواني در حل وعده هاي اقتصادي که به مردم داده و همچنين مسائل و مشکلاتي که در اين زمينه با آن مواجه شده است منکر شعارهاي اقتصادي اش در جريان مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري مي شود.»اين استاد اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس در گفت وگو با خبرنگار سياسي آفتاب در اين باره اظهار داشت؛ «در حال حاضر وضعيت به گونه يي است که مجلس نيز در مقابل دولت قرار گرفته و سياست هاي اقتصادي دولت را زير سوال مي برد و نه تنها اصلاح طلبان منتقدان اقتصادي دولت هستند که اصولگرايان واقعي نيز منتقد سياست هاي غيرکارشناسانه و غيرعلمي دولت نهم هستند.»

عضو سابق شوراي پول و اعتبار تصريح کرد؛ «بر هيچ کس پوشيده نيست که احمدي نژاد با وعده حل مشکلات اقتصادي مردم بر مسند رياست جمهوري تکيه زد اما به رغم وعده هاي اقتصادي و رفع تنگناهاي معيشتي مردم و از جمله حل مشکل جوانان، بيکاري و تورم در حال حاضر به دلايل متعدد به جهت برخوردهاي غيرکارشناسانه و غيرعلمي با مسائل از حل اين مشکلات ناتوان شده است و به راحتي وعده هاي خود را انکار مي کند.»

وي با بيان اينکه «مگر مي شود کسي به عنوان رئيس جمهور انتخاب شود بدون اينکه مردم به شعارهاي اقتصادي او توجه کنند»، اظهار داشت؛ «غير از شعارهاي اقتصادي رئيس جمهور که مانند ساير کانديداها به صورت روشن و واضح به مردم وعده داد که مشکلات اقتصادي آنها را حل مي کند بحث ديگري مطرح بود و آن وعده عدالت در ابعاد مختلف بود.»

وي يکي از مصاديق اين مساله را ضريب جيني دانست و افزود؛ «متاسفانه پس از گذشت دو سال و نيم از انتخابات رياست جمهوري شاهد بهبود اين شاخص ها نبوديم و بعضاً با وجود افزايش درآمدهاي دولت به دليل افزايش قيمت نفت وضعيت اين شاخص ها از جمله ضريب جيني، تورم و گراني، رفاه عمومي مردم و وضعيت کسب و کار و سرمايه گذاري بعضاً وخيم تر شده است.»

قنبري تاکيد کرد؛ «همه اين مسائل از شعارهايي بود که در مضامين عدالت و در متن شعارهاي احمدي نژاد نهفته بود و مهم تر از همه شعار آوردن پول نفت بر سر سفره هاي مردم بود که متاسفانه نه تنها پول نفت سر سفره هاي مردم نيامد بلکه وضعيت در حال حاضر به گونه يي است که مردم با مشکلات عديده يي مواجه هستند.»

استاد اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس در ادامه به دخالت دولت در آمار و شاخص هاي آماري اشاره کرد که به گفته وي حادثه ناگواري است که در حال رخ دادن است.

قنبري در پايان اظهار داشت؛ «دولت نهم در حال حاضر آمارسازي مي کند در حالي که بايد اين آمارها مورد اعتماد مردم باشد و اين مساله باعث نگراني مجامع علمي و تحقيقاتي کشور شده است

یکشنبه هفتم بهمن 1386 توسط سینا |

ذوالقدر استعفا داد یا برکنار شد؟

منبع: آفتاب.

به دنبال انتشار خبر کنار رفتن «محمد باقر ذوالقدر» جانشین وزارت کشور از این وزارتخانه، گزارش‌های تائیدنشده‌ای مبنی بر «برکناری» وی از مسؤولیت خود منتشر شده است. 

دراین‌باره سایت «تابناک» گزارش داد که دکتر محمدباقر ذوالقدر استعفا نداده و علت عدم حضور وی در روزهای اخیر بر سر کار خود، برکناری او بوده است. همچنین به رغم فشارهای گسترده بر حجت الاسلام پورمحمدی، وزیر کشور، وی برای حفظ مصالح نظام استعفا نداده و با قوت مشغول انجام فعالیت‌های وزارت کشور است.

بنا بر این گزارش، صبح روز یکشنبه، یک مقام خارج از وزارت کشور در نامه ای خطاب به پورمحمدی خواستار عزل فوری محمدباقر ذوالقدر، قائم مقام وزارت کشور و دبیر شورای امنیت کشور و انتصاب شخصی به جای او شده است. همچنین تلاش برخی واسطه‌ها برای گرفتن استعفای صوری از ذوالقدر همانند برخی مقامات دیگر ناكام مانده و وی تاكید كرده كه استعفا نمی‌دهد.

تابناک می‌افزاید: سردار محمدباقر ذوالقدر از چهره‌های فهیم و مورد اعتماد مقامات عالی رتبه نظام است. نام وی به دلیل خدماتش به کشور و سپاه پاسداران در لیست تحریم مد نظر آمریکا قرار گرفته و وی از نگاه برخی اصلاح‌طلبان، علت العلل پیروزیهای سیاسی اصولگرایان تلقی می شود. با این وصف به نظر می رسد کنار گذاشتن غیرمنتظره وی در آستانه انتخابات، علت بسیار مهمی دارد.

از سوی دیگر یک منبع نزدیک به وزیر کشور، ضمن تایید گلایه شدید وی از برخورد انجام شده با ذوالقدر، بر ادامه حضور پورمحمدی در وزارت کشور برای مصالح نظام تاکید کرد. حجت‌الاسلام پورمحمدی، یکی از قوی‌ترین وزرای کابینه نهم به شمار می‌رود، از روابط گسترده‌ای با مقامات عالی نظام برخوردار است و به رغم اقدامات متعدد نظیر تغییر چندباره و اجباری معاونان وی و انتصابات استانداران، تاکنون تلاش کرده با رویکردی متعادل، زمینه‌ساز پیشبرد اقدامات دولت و خدمت به مردم باشد.

تابناک در پایان خبر خود می‌نویسد: روندی که از دو ماه پیش با استعفای دکتر لاریجانی، پس از فشارهای گسترده آغاز شد و اکنون به برکناری دبیر شورای امنیت کشور رسیده، سوالات جدی را در افکار عمومی و بزرگان اصولگرا ایجاد کرده است.

شنبه هفدهم آذر 1386 توسط سینا |

فیگارو: حمله به ایران بعید است.

گزارش اخیر سازمان های اطلاعاتی آمریکا مبنی بر توقف برنامه هسته ای نظامی ایران از سال 2003، خبر خوشی است که احتمال حملات نظامی را دور می سازد؛ حملاتی که بی تردید نتایج دردناکی بر کل خاورمیانه و احتمالا فراتر از آن خواهد داشت.

به گزارش سرویس بین الملل «فردا» فیگارو در تحلیلی پیرامون گزارش اخیر 16 سرویس اطلاعاتی آمریکا مبنی بر عدم تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای نوشت : خیلی شگفت آور است که باید چهار سال بگذرد تا به چنین نتیجه ای دست یابیم در حالی که گزارش مشابهی که به سال 2005 بر می گردد دقیقا عکس این مطلب را عنوان می کند.

این نشریه در ادامه ادعا کرده است : اما تردیدی نیست که دستیابی به اطلاعات در خور اعتماد و در عین حال حقیقی، در کشوری که تا این اندازه "مخفی" است کار دشواری است. این نکته ما را به احتیاط هر چه بیشتر رهنمون می کند : اگر فرض بگیریم که برنامه نظامی وجود خواهد داشت، می توان اینگونه تصور کرد که ایرانی ها پیش اندیشی های لازم را در پیش گرفته اند که تا زمانی که به بمب اتمی دست می یابند از هر نظارتی مصون باشند .

باید پذیرفت که آژانس های اطلاعاتی کارشان را به خوبی انجام می دهند. باید پذیرفت آنها نهایت مراقبت را در کارشان انجام می دهند تا از انتقادات کسانی که مرتبا این آژانس ها را به قرار گرفتن به عنوان ابزاری در دست قوای سیاسی متهم می کنند، مصون شوند؛ به همین دلیل اشتباه در کارشان نیست. در حقیقت، گزارش این آژانس ها بود که به اشتباه از وجود سلاح های کشتار جمعی در دست صدام حسین خبر داد و بدین طریق جنگ عراق را توجیه کرد. این بار نیز نتایج هشداردهنده می تواند از آنچه بوش اخیرا به عنوان «سومین جنگ جهانی» یاد کرده است، برآید.

فیگارو در تحلیل خود ادامه می دهد: بنابراین با همه این مقدمات همه چیز حاکی از آن است که در این مرحله، برنامه هسته ای ایران، اهداف نظامی را دنبال نمی کند. این حرف به معنای آن نیست که در زمان های آتی نیز ایران به گونه دیگر عمل نکند. به این دلیل نامعقول است که نظارت کاهش داده شود و دیگر از تهران خواسته نشود که شفافیت کاملی بر برنامه هسته ای خود صورت ندهد.

غنی سازی اورانیوم که ایران به طور یکجانبه از سال 2004 در پیش گرفته است نیز کاملا باعث نگرانی است زیرا این کار از لحاظ اقتصادی کاملا بی فایده است و در ثانی جمهوری اسلامی این امکان را می دهد تا به سوخت لازم برای تولید بمب اتمی مجهز شود.

بنابر ادعای این نشریه سیاست تحریم های تدریجی که برای ترغیب تهران به تغییر رفتارش به اجرا درآمده است، کاملا موجه به نظر می رسد. ارزیابی جدید سرویس های اطلاعاتی آمریکا نیز این سیاست را به چالش نخواهد کشید. در مقابل: گزارش جدید می تواند بی اعتمادی که تا اینجا وجود داشت و رفتارهای جنگ طلبانه را برمی انگیخت، کاهش دهد و اجازه دهد تا به اجماع گسترده تری در خصوص رفتاری که در برابر ایران باید در پیش گرفت رسید.

نویسنده سرمقاله نتیجه گیری می کند: این گزارش به منزله چراغ سبزی است که کاخ سفید به تهران نشان می دهد. حال که به رسمیت شناخته شده است که تهران برنامه هسته ای نظامی ندارد به منزله آن است که اولا گزینه حمله منتفی است و ثانیا، مذاکره امکان پذیر است.
مذاکره در پرونده هسته ای ممکن است. همچنین در مورد عراق هم امکان مذاکره وجود دارد. اگر ایران کمی نرمی به خرج دهد مذاکره می تواند صلح را به لبنان و فلسطین نیز بازگرداند. ولی برای تحقق این امر، تهران باید رو در رو و باز پاسخگوی واشنگتن باشد.                           
 منبع: فردا

جمعه شانزدهم آذر 1386 توسط سینا |

نظر زیبا کلام در مورد صدور قطعنامه سوم:

صادق زیباکلام با اشاره به گزارش شورای ملی اطلاعات آمریکا در مورد سیر برنامه‌ هسته‌ای ایران می‌گوید: این گزارش به دلیل اینکه نشان می‌دهد مسئولان ایران از زمان خاتمی به این سو هر چه گفتند حقیقت بوده و به دنبال تولید سلاح هسته‌ای نبوده‌اند باعث می‌شود موضع‌گیری ایران بر سر موضوع هسته‌ای و اصرار بر پیشبرد غنی‌سازی بیشتر از گذشته شود.
به گزارش «جهان» زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرنگار آفتاب گفت: با انتشار این گزارش، مسئولان ایران می‌گویند فقط ما نیستیم که می‌گوییم به دنبال تولید سلاح هسته‌ای نیستیم بلکه این بالاترین نهاد امنیتی آمریکاست که می‌گوید ایران به دنبال تولید سلاح هسته‌ای نیست.

 

وی افزود: با انتشار این گزارش موضع‌گیری ایران بر سر موضوع هسته‌ای جدی‌تر از گذشته خواهد شد و نقش کشورهایی که به عنوان قدرت‌های بینابینی بودند و هم به ایران و هم به آ‌مریکا می‌گفتند که مقداری از مواضع خود عقب‌نشینی کنند بیشتر خواهد شد.

 

به گفته وی، روسیه، چین و تا حدودی آلمان محکم‌تر از گذشته از مواضع خود دفاع خواهند کرد و تلاش می‌کنند که مواضع آنها حاکم شود.

 

وی تاکید کرد: برای آمریکا و انگلیس و فرانسه تصویب قطعنامه سوم علیه ایران بسیار دشوارتر خواهد بود و اگر به دلیل اصرار آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها این قطعنامه در نهایت به تصویب برسد تحریم‌هایی که در قطعنامه سوم گنجانده می‌شود، محدودتر خواهد بود.

 

وی در عین حال معتقد است که این گزارش به لحاظ سیاسی هم در عرصه بین‌المللی و هم داخلی وضعیت احمدی‌نژاد را مستحکم‌تر خواهد کرد و به تقویت موضع‌گیری‌های وی در عرصه بین‌المللی می‌انجامد.

پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 توسط سینا |

چرا چین با تحریمهای بیشتر مخالف است؟

در حالی‌که نیکولای سارکوزی رئیس‌جمهور فرانسه به چین سفر کرده تا موضوع برنامه هسته‌ای ایران را با رهبران آن کشور به بحث بگذارد یک تحلیلگر برجسته سیاسی چینی معتقد است احتمال همراهی پکن با وضع دور جدیدی از تحریم‌های سازمان ملل متحد علیه ایران کمتر از گذشته است. 

جوزف چنگ استاد علوم سياسی دانشگاه هنگ کنگ روز یکشنبه در یک گفتگوی تلفنی درباره علت مخالفت پکن با تشديد تحريم های بين‌المللی عليه ايران گفت: «به اعتقاد دولت چين افزايش تحريم بيش از آن که اين بن‌بست را حل کند به تنش‌های جاری ميان ايران و جامعه جهانی دامن خواهد زد».

اين کارشناس روابط بين الملل در ادامه گفت: «طبيعتا پکن با تکثير سلاح‌های کشتار جمعی مخالف است و در اين زمينه با آمريکا، اتحاديه اروپا و روسيه نقطه نظر مشترکی دارد». وی در عین حال گفت از نظر دولت چين ايران حق استفاده صلح‌آميز از انرژی هسته‌ای را دارد و دولت آمريکا بهتر است به جای حمله نظامی بکوشد اين مشکل را از طريق گفت و گو حل کند.

چنگ افزود: « دولت چين حتی نگران این موضوع است که افزايش فشار دولت آمريکا تماميت ارضی ايران را به خظر انداخته و یک منبع عمده بی‌‌ثباتی ایجاد کند».

اين کارشناس علوم سياسی در پاسخ به اين سوال که به نظر وی دولت آمريکا تا چه اندازه برای حمله نظامی به ايران آمادگی دارد گفت: « از نقطه‌نظر نظامی آمريکا ممکن است توان اين را داشته باشد که به آسانی به ايران حمله کند، اما مشکل آمريکا مشکل کنترل اوضاع پس از حمله نظامی است».

به گفته کاخ سفید به دو دليل عمده ممکن است در حال حاضر حمله نظامی به ايران را در دستور کار خود نداشته باشد: « دليل اول را نگرانی آمريکا از کنترل ايران پس از آغاز جنگ است و دليل دوم نیز این است که مردم آمريکا نمی‌خواهند کشورشان در اين شرايط حساس تاريخی وارد جنگ ديگری در خاورميانه شود».

گفتنی است جمهوری خلق چين و روسيه که مبادلات تجاری زيادی با کشورمان دارند آشکارا مخالفت خود را با اعمال تحریم‌های بیشتر علیه کشورمان اعلام کرده‌اند. این در حالی‌است که آمريکا و ساير کشورهای غربی به پکن و مسکو فشار می‌آورند که با پیوستن به روند تصویب قطعنامه سوم شورای امنیت علیه ایران کشورمان را متقاعد به کنار گذاشتن فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی اورانیوم نماید.

دوشنبه پنجم آذر 1386 توسط سینا |

تحلیل باوند از استراتژی پلکانی آمریکا:

دکتر هرمیداس باوند گفت: ایالات متحده می‌کوشد با ایجاد نوعی پیوند میان مسأله هسته‌ای، اقدامات سپاه پاسداران و مسأله عراق، افکار عمومی جهان را برای دست زدن به اقدامات سخت‌افزاری طی استراتژی پلکانی و به تدریج علیه ایران آماده کند. 

این کارشناس مسایل سیاست خارجی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب در خصوص اظهارات اخیر بزرگان کشور و همچنین سخنان اخیر هاشمی مبنی بر جدی بودن تهدیدها و هشدار درباره اقدامات ناشیانه اظهار داشت: «ایالات متحده می‌کوشد چنین القا کند که مسأله هسته‌ای ایران با نقش آفرینی سپاه پاسداران که هم در ساخت این تکنولوژی دخیل است و هم در فرایند توسعه موشکی فعالیت دارد ارتباطی تنگاتنگ با مسأله عراق دارد. آنها سعی کردند این پیوند ویژه را برقرار کنند تا خطر را به صورت چند جانبه جلوه دهند». 

وی افزود: «طرح مسأله استفاده احتمالی از اقدامات سخت‌افزاری علیه ایران که در روزهای اخیر سارکوزی، چینی، کوشنر و ... مطرح کردند نوعی «بالن آزمایشی» است تا هم اذهان جهان را با احتمال استفاده از اقدام نظامی آشنا کنند و هم از سوی دیگر این اقدام باعث شد که برخی کشورها مسأله را از مجرای شورای امنیت پیگیری کنند. به این ترتیب آن کانال حقوقی که البرادعی احیا کرده بود خنثی شد. به همین دلیل فرانسه شدیدا و آلمان اخیر به موضع ایالات متحده نزدیک شدند». 

دکتر باوند ادامه داد: «بنابراین آمریکا در این شرایط مشروعیتی یافت که خارج از شورای امنیت تحریم‌هایی را علیه ایران اعمال نماید و هم هشداری درباره اقدام نظامی در فضای متراکم شود. 
از این نظر جهان، مسأله را خطیر تلقی می‌کند. اما از این طرف سعی می‌شود مسأله را بزرگ جلوه ندهند یا امکانات طرف مقابل را ناچیز بشمارند و درباره زمینگیر شدن ایالات متحده در عراق اغراق کنند. در مجموع این فضا ایجاد نوعی دغدغه جدی کرده است که علاوه بر کشورهای منطقه، اروپاییان را نیز به دلهره وا داشته است. چرا که اروپا به هیچ وجه مایل به اقدامات سخت افزاری نیست. اما به این راه کشیده می‌شود». 

این کارشناس امور بین‌الملل افزود: «ایالات متحده با یک استراتژی پلکانی و به تدریج جامعه بین‌المللی را به سمت اقدام احتمالی علیه جمهوری اسلامی بسیج می‌کند. وقوع این امر محتمل اما بستگی به آن دارد که جمهوری اسلامی در فاصله کوتاه در پیش، آیادر سیاست‌های خود تجدیدنظر خواهد کرد یا خیر؟ گزارش نهایی البرادعی و سولانا در آستانه انتشار است و اگر آنها در گزارش خود چیزی شبیه به تخطی ایران از مفاد قطعنامه شورای امنیت درباره عدم تعلیق غنی‌سازی را درج کنند احتمال اینکه قطعنامه سوم که قبلا متن آن را آمریکا و انگلیس تهیه کرده‌اند و منتظر حمایت گروه 1+5 هستند، به تصویب برسد، بعید نیست». 

دکتر باوند در پایان به موضع چین و پیام پوتین و لاوروف به ایران اشاره کرد و افزود:‌«آنها در قالب آنچه می‌خواهند دلسوزی جلوه دهند هشدار می‌دهند. بنابراین قطعنامه سوم و تصویب آن روند دور از ذهنی نیست. اگر این اتفاق رخ دهد ایالات متحده مشروعیت می‌یابد به تدریج آمادگی اقدامات دیگر را در اذهان عمومی فراهم آورد.»

دوشنبه پنجم آذر 1386 توسط سینا |

راز سکوت سرداران جنگ چیست؟

جداً چه روزهایی را شاهد هستیم! یعنی به این سرعت نوبت برخورد با بچه های جنگ در دولت نهم رسید؟ چرا مردان جنگ سکوت کرده اند؟ چرا درباره لگدمال شدن ارزش های برآمده از ایثار خون شهیدانشان چیزی نمی گویند و اعتراض نمی کنند؟ کجایند فرماندهانی که در نامه ای به رئیس جمهور پیش (خاتمی) نسبت به روند برخی مسائل در جامعه اظهار نگرانی کرده و با اسم و رسم نامه خود را امضا کرده بودند؟

آیا حادثه کلمبیا که حتی قابل مقایسه با یکی از تک های ایذایی دوران جنگ محسوب نمی شود مردان نهاد ریاست جمهوری آن را با نگین عملیات های رزمندگان اسلام یعنی فتح بندر فاو مقایسه نموده اند؟

اگر حادثه کلمبیا فتح الفتوح و مهمتر از فاو است، چرا دستاورد های آن را به جامعه نشان نمی دهند؟

اگر جامعه امریکا با یک سخنرانی، کمتر از یک هفته، تغییر و تحولی را پذیرفته است، چرا آثار آن را آشکار نمی کنند؟

چرا سرداران جنگ سکوت کرده اند و از سابقه و عملکرد خود که هزینه محبوبیت دیگران شده است سخنی نمی گویند؟

عزیزانی که ارزش های دفاع مقدس را به اینچنین به سخره گرفته اند توبه بزرگی به ساحت مردان جنگ بدهکارند.

وقتی امام خمینی که قافله سالار کاروان ایثار و شهادت و عشق و جانبازی بود مقام و تلاش خود را در برابر خون شهدا و مجاهدت ایثارگران هیچ می انگاشت و از خدا می خواست با شهیدان بسیجی محشور شود چرا یک سخنرانی را این همه در بوق و کرنا می کنند و به قیمت پائین آوردن چنین عظمت هایی دیگران را به قله های خیالی بزرگی و اعتلا می رسانند؟

رزمندگانی که امام در ترسیم مجاهدات آنان می فرمود قلمش از عجز و ضعف توصیف آنان برخود می شکند و یارای حرکت ندارد و مجاهدانی که امام افتخار می کرد از هوایی تنفس می کند که آنان از آن تنفس می کنند؛ آیا باید اینگونه مجاهدات و منزلت و تلاششان آن هم در عملیاتی مانند فتح فاو به مسخره گرفته شود؟

آه از قلب های ساکت و از زبان های خاموش کسانی که چنین ستمی را نظاره گرند و دم فرو بسته اند تا دم را غنیمت بشمارند. آیا خدا ما را خواهد بخشید؟

یکشنبه سیزدهم آبان 1386 توسط سینا |

خطر جنگ جدی است:

تحریم چندین بانک دیگر ایران همراه با نیروی قدس سپاه و وزارت دفاع، این پرسش را ایجاد می‌کند که خطر حمله نظامی به ایران تا چه اندازه جدی است و در این میان، وظیفه طرفداران صلح چیست • مصاحبه با محسن سازگارا

 

دکتر محسن سازگارا، عضو پیشین سپاه پاسداران و مدیر کنونی مرکز تحقیقات ایران معاصر در واشنگتن در گفت‌وگو با دویچه وله به پاره ای از این پرسش‌ها در رابطه با خطر آغاز یک جنگ جدید پاسخ داد:

 

دویچه وله: قرار دادن نام سپاه و نیروی قدس در فهرست سیاه وزارت خارجه آمریکا، تا چه اندازه می‌تواند پیش‌ زمینه‌ای برای اعلان جنگ آمریکا با ایران تلقی شود؟

 

محسن سازگارا: تا جنگ ما فاصله داریم اما از آنجا که سپاه سازمان حکومتی است و اسم‌اش هم در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است، هرگونه اقدامی علیه سپاه یا نیروی قدس سپاه، اقدام علیه حکومت ایران است. به نظر من اعلام روز ۲۵ اکتبر دستگاه اجرایی آمریکا، این امکان را به کابینه آقای بوش می‌دهد که هر وقت بخواهد جنگ با ایران را به بهانه جنگ جهانی علیه تروریسم شروع کند و مواضعی از سپاه را مورد حمله قرار دهد.

 

شما فکرمی‌کنید با وجود واسطه‌ها، تحریم اقتصادی سپاه وسه بانک مهم می‌تواند تاثیر مستقیم و تعیین کننده‌ای درمعاملات ایران با جهان غرب داشته باشد؟

 

بله! در سی سال گذشته هرگاه دولت ایران سراغ واسطه‌ها رفته، بیست الی سی درصد هزینه اضافه متحمل شده است. همین اکنون، بخش خصوصی و دولتی ایران برای گشایش اعتبار نزد بانک‌ها ناچارند گاه ۸ الی ۱۲ درصد به بانک‌های اماراتی پرداخت کنند تا کارهای بانکی خود را انجام دهند. این دور جدید تحریم‌های آمریکا که از شاید بحران گروگان‌گیری تا کنون شاید بی‌نظیر باشد، بخصوص آن قسمت‌اش که به بانک‌های بزرگ ایرانی مانند بانک ملی برمی‌گردد، فشارهایی جدی بر اقتصاد ایران خواهد آورد و خود سپاه هم به دلیل انکه در بسیاری پروژه‌های مهم مانند نفت و گاز درگیر است، فشار زیادی در درون خود و سازمان‌های وابسته به خود متحمل خواهد شد.

 

به عقیده شما چه زمینه‌ها و محمل‌هایی وجود دارند که لحن آمریکا در هفته‌های اخیر اینقدر تند شده و حتی آقای بوش صحبت از بروز جنگ جهانی سوم می‌کند و ایران را عامل آن معرفی می‌کند؟

 

عوامل متعددی دارد. شاید الان اولویت محافل سیاسی آمریکا، مسئله عراق و تروریسم در منطقه باشد. دخالت سپاه و نیروی قدس در مسائل عراق، افغانستان، حزب الله لبنان وحماس، حتی جلوتر از بحران هسته‌ای، برای آمریکاییان ایجاد حساسیت کرده و به هر قیمت می‌خواهند با این ماجراجویی‌ها مقابله کنند.

 

در عین‌حال معاون سیاسی وزارتخارجه آمریکا، روسیه و چین را به کمک به نیروهای مسلح ایران از طریق فروش سلاح وسرمایه‌گذاری هم متهم کرده است. این تشدید لحن تا چه اندازه ناشی از فاصله‌ای است که روسیه و چین در موضع تهدید و تحریم ایران دارند؟

 

چی