تبليغاتX
سایت ماهانه قلم نو- سایت تازه ها
سایت ماهانه قلم نو- سایت تازه ها

سایت خانوادگی سیاسی اجتماعی سینمایی و...


آنچه در مغزتان مي گذرد جهانتان را مي آفريند:

انيشتين مي‌گفت: " آنچه در مغزتان مي‌گذرد، جهانتان را مي‌آفريند." استفان کاوي (از سرشناس‌ترين چهره‌هاي علم موفقيت) احتمالا با الهام از همين حرف انيشتين است که مي‌گويد: "اگر مي‌خواهيد در زندگي و روابط شخصي‌تان تغييرات جزيي به وجود آوريد به گرايش‌ها و رفتارتان توجه کنيد؛ اما اگر دلتان مي‌خواهد قدم‌هاي کوانتومي برداريد و تغييرات اساسي در زندگي‌تان ايجاد کنيد بايد نگرش‌ها و برداشت‌هايتان را عوض کنيد."

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، داوود اميراحمدي در ادامه مطلب وبلاگ خود به نشاني
http://managersclub.persianblog.ir آورده است: او حرف‌هايش را با يک مثال خوب و واقعي، ملموس‌تر مي‌کند: " صبح يک روز تعطيل در نيويورک سوار اتوبوس شدم. تقريبا يک سوم اتوبوس پر شده بود. بيشتر مردم آرام نشسته بودند يا سرشان به چيزي گرم بود و در مجموع فضايي سرشار از آرامش و سکوتي دلپذير برقرار بود تا اينکه مرد ميان سالي با بچه‌هايش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضاي اتوبوس تغيير کرد. بچه‌هايش داد و بيداد راه انداختند و مدام به طرف همديگر چيز پرتاب مي‌کردند. يکي از بچه‌ها با صداي بلند گريه مي‌کرد و يکي ديگر روزنامه را از دست اين و آن مي‌کشيد و خلاصه اعصاب همه مان توي اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقيقا در صندلي جلويي من نشسته بود، اصلا به روي خودش نمي‌آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبريز شد و زبان به اعتراض باز کردم که: آقاي محترم! بچه‌هايتان واقعا دارند همه را آزار مي‌دهند. شما نمي‌خواهيد جلويشان را بگيريد؟

مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقي دارد مي‌افتد کمي خودش را روي صندلي جابه‌جا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعا متاسفم. راستش ما داريم از بيمارستاني برمي‌گرديم که همسرم، مادر همين بچه‌ها نيم ساعت پيش در آن جا مرده است. من واقعا گيجم و نمي‌دانم بايد به اين بچه‌ها چه بگويم. نمي‌دانم که خودم بايد چه کار کنم و ... و بغضش ترکيد و اشکش سرازير شد."

استفان کاوي بلافاصله پس از نقل اين خاطره مي پرسد: صادقانه بگوييد آيا اکنون اين وضعيت را به طور متفاوتي نمي‌بينيد؟ چرا اين طور است؟ آيا دليلي به جز اين دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟

و خودش ادامه مي‌دهد که: راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعا مرا ببخشيد. نمي‌دانستم. آيا کمکي از دست من ساخته است؟ و....

اگرچه تا همين چند لحظه پيش ناراحت بودم که اين مرد چطور مي‌تواند تا اين اندازه بي‌ملاحظه باشد، اما ناگهان با تغيير نگرشم همه چيز عوض شد و من از صميم قلب مي‌خواستم که هر کمکي از دستم ساخته است انجام بدهم.

"حقيقت اين است که به محض تغيير برداشت، همه چيز ناگهان عوض مي‌شود. کليد يا راه حل هر مساله‌اي اين است که به شيشه‌هاي عينکي که به چشم داريم بنگريم؛ شايد هرازگاه لازم باشد که رنگ آن‌ها را عوض کنيم و در واقع برداشت يا نقش خودمان را تغيير بدهيم تا بتوانيم هر وضعيتي را از ديدگاه تازه‌اي ببينيم و تفسير کنيم."

آنچه اهميت دارد خود واقعه نيست بلکه تعبير و تفسير ما از آن است که به آن معنا و مفهوم مي‌دهد.

دکتر کاوي با اين صحبتش آدم را به ياد بيت زيباي مولانا مي اندازد که : " پيش چشم‌ات داشتي شيشه‌ي کبود لاجرم عالم کبودت مي‌نمود "

چهارشنبه هشتم خرداد 1387 توسط سینا |

تاریخ مختصر سینمای ایران:

منبع: از وبلاگها.

ورود اولين دستگاه سينماتوگراف به ايران در سال 1279 هجري خورشيدي توسط مظفرالدين شاه سر آغازي براي سينماي ايران به حساب مي آيد، هر چند ساخت اولين سالن سينماي عمومي تا سال 1291 اتفاق نيفتاد. تا سال 1308 هيچ فيلم ايراني ساخته نشد و اندک سينماهاي تاسيس شده به نمايش فيلم هاي غربي که در مواردي زير نويس فارسي داشتند مي پرداختند. اولين فيلم بلند سينمايي ايران به نام " آبي و رابي " در سال 1308 توسط آوانس اوگانيانس، با فيلمبرداري خان بابا معتضدي ساخته شد.
در سال 1311 شمسي اولين فيلم ناطق ايراني به نام " دختر لر " توسط " عبدالحسين سپنتا " در بمبئي ساخته شد. استقبالي که از اين فيلم شد، مقدمات ساخت چند فيلم ايراني ديگر را فراهم کرد. تغيير جو سياسي کشور طي سالهاي 1315 تا 1327 و اعمال سانسور شديد و مواجهه با جنگ جهاني دوم فعاليت سينماي نوپاي ايران را با رکود مواجه ساخت. هر چند نبايد از نظر دور داشت که تا اين دوره هنوز سينما در ايران جنبه عمومي نيافته بود و استفاده از معدود سينماهاي موجود در تهران و شهرهاي بزرگ، تقريبا مختص اشراف و اقشار خاصي از جامعه بود. از طرف ديگر در بين سازندگان فيلم نيز خط فکري خاصي وجود نداشت و به جز سپنتا که به دليل ويژگي هاي فرهنگي وي عناصر ادبيات کهن ايران در ساخته هاي وي به چشم مي خورد، در بقيه موارد فيلم هاي ساخته شده عمد تاً اقتباسي ناشيانه از فيلمهاي خارجي بود.

در سالهاي بعد از 1322 فعاليت هاي فيلمسازي به دليل تاً سيس چند شرکت سينمايي توسط تعدادي سرمايه گذار و همچنين عمومي تر شدن سينما در بين مردم، گسترش يافت. اما متاً سفانه از آنجايي که در اين گسترش توجه به درآمد و سود حاصل از سرمايه گذاري از يک طرف و وضعيت سياسي جامعه از بعد از کودتاي 28 مرداد و تحديد آزاديها، يعني مهمترين عنصر توسعه فرهنگي، سينماي ايران عمدتاً با محصولاتي عوام پسند و بي محتوا مواجه شد و اين عناصر جزو سنت رايج فيلم سازي در اين دوره گرديد. خوشبختانه در سالهاي بعد با فعاليت فيلمسازاني چون ساموئل خاچيکيان، هوشنگ کاووسي، فرخ غفاري، ابراهيم گلستان، مسعود کيميايي، داريوش مهرجويي، فريدون رهنما و علي حاتمي جريان فرهنگي تازه اي در فيلمسازي ايران آغاز گشت، که تا حدودي جدا از سنت رايج عوام پسندانه در ايران اقدام مي نمود.

همچنين تاً سيس کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان در سال 1348 هجري خورشيدي فرصت مناسبي براي شکل گيري سينماي فرهنگي در ايران شد. همکاري يونسکو با اين کانون به عنوان توزيع کننده فيلم هاي کودکان در ايران با اعزام نورالدين زرين کلک به بلژيک عملي گرديد، تاثير مهمي بر ارتقاء سطح فرهنگي کانون گذاشت. جريان فرهنگي شکل گرفته از سوي سينما گران نامبرده همراه با ايجاد کانون پرورش فکري و همچنين کاهش استقبال عمومي از عناصر سرگرم کننده اي چون خشونت، جاهل مسلکي در بين اقشار جوان و بخصوص قشر تحصيلکرده کشور عواملي بودند دست در دست هم جريان نو و سازنده اي را در سينماي ايران طي سالهاي 50 تا 57 به وجود آوردند. بهرام بيضايي، عباس کيارستمي، خسرو سينايي، کامران شيردل، داريوش مهرجويي، ناصر تقوايي، علي حاتمي، امير نادري و ... از افرادي بودند که با بهانه هاي غير مادي نقش اساسي در اين جريان داشتند و مقدماتي را فراهم نمودند تا سينماي ايران گام هاي افتخار آفريني را در سالهاي بعد بر دارد.

بعد از انقلاب طي سالهاي 1357 تا 1362 بدليل نبودن ضوابط تدوين شده فيلمسازي، سينماي ايران تقريبا در وضعيتي نابساماني بسر مي برد. پس از سال 1362 با تدوين ضوابط فيلمسازي که با توجه به شرايط پس از انقلاب تنظيم شده بود، عناصري چون خشونت را اجباراً از سينماي ايران خارج ساخت و از طرف ديگر به دليل مصادره بسياري از سينماها و شرکت هاي توليد فيلم و اعمال نظارت دولتي بر آنها به طور غير مستقيم نقش عامل سودآوري در سينما کمرنگ تر شد. اين عوامل همراه با تکامل کيفي فيلمسازان دهه پنجاه چون کيارستمي، بيضايي، مهرجويي و ... تاثير مثبتي بر روند فيلمسازي در ايران گذاشت که با توجه به محدوديت ها، محصولات بديعي را آفريدند و تحسين منتقدان جهاني را به همراه داشت. در اين دوره فيلمسازان جواني چون محسن مخملباف، ابراهيم حاتمي کيا، جعفر پناهي، مجيد مجيدي و ابوالفضل جليلي که با تمايلات مختلف پا به عرصه فيلمسازي گذاشتند و به مرور با مطالعه و پشتکار توانستند به صورتي هنرمندانه عناصر اين هنر را بکار بگيرند، نقش موً ثري در اين تحول ايفا نمودند.



همچنين برقراري منظم سالانه دست کم يک جشنواره بين المللي فيلم که در بهمن ماه هر سال به نام جشنوارهً فيلم فجر در کشور برگزار ميگردد نيز در ايجاد علاقه به سينما در قشر جوان کشور از يکسو و توسعه اين هنر نقش مهمي ايفا نموده است.

نقطهً اوج موفقيتهاي بين المللي سينماي ايران در اين دوره را بايد اهداي جايزه نخل طلايي جشنواره بين المللي کن فرانسه در سال 1997 به عباس کيارستمي براي فيلم طعم گيلاس (اين جايزه بصورت مشترک به عباس کيارستمي و يک فيلمساز ژاپني تعلق گرفت) دانست. از ديگر موفقيتهاي بين المللي سينماي ايران طي اين دوره مي توان به موارد زير اشاره کرد :

-- جايزه پلنگ طلايي جشنواره کوکارنو، سويس، 1997، به فيلم " آيينه " ساخته جعفر پناهي.

-- جايزه بزرگ بهترين فيلم در جشنواره فيلم سه قاره نانت، فرانسه، 1996 به فيلم " يک داستان واقعي " کار ابوالفضل جليلي.

-- جايزه دوربين طلايي جشنواره کن، فرانسه، 1995، به فيلم " بادکنک سفيد " اثر جعفر پناهي.

-- جايزه روبرتو روسيليني در جشنواره کن، فرانسه، 1992، به عباس کيارستمي به خاطر مجموعه آثارش. جايزه فرانسوا تروفو در جشنواره فيلم جيفوني، ايتاليا، 1992، به عباس کيارستمي به خاطر مجموعه آثارش.

-- جايزه بزرگ بهترين فيلم جشنواره سه قاره نانت، فرانسه، 1989، به فيلم " آب، باد، خاک " ساخته امير نادري.

-- جايزه بزرگ بهترين فيلم جشنواره سه قاره نانت، فرانسه، 1985، به فيلم " دونده " اثر امير نادري.

از ديگر تحولات کمتر سابقه دار در سينماي ايران طي سالهاي بعد از انقلاب حضور جدي تر فيلمسازان زن مانند رخشان بني اعتماد، تهمينه ميلا ني و ... است.

یکشنبه هجدهم فروردین 1387 توسط سینا |

الفبای زندگی:

منبع: وبلاگ آواز چکاوک.

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارند ه ها
ج: جسارت برای ادامه زیستن
چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
ح: حق شناسی برای تزكیه نفس
خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ
‌ذ: ذكر گوپی برای اخلاص عمل
ر: رضایت مندی برای احساس شعف
ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها
س: سخاوت برای گشایش كار ها
ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص: صداقت برای بقای دوستی
ض: ضمانت برای پایبندی به عهد
ط: طا قت برای تحمل شكست
ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها
غ: غیرت برای بقای انسانیت
ف: فداكاری برای قلب های درد مند

ك: كرامت برای نگاهی از سر عشق
گ: گذشت برای پالایش احساس
ل: لیاقت برای تحقق امید ها
م: محبت برای نگاه معصوم یك كودك
ن: نكته بینی برای دیدن نادیده ها
و: واقع گرایی برای دستیابی به كنه هستی
ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها
ی: یك رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترك

 


 

جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 توسط سینا |

گلچيني از وبلاگها:

منبع: وبلاگ مسافري در كوير.                                                          

www.omid66.blogfa.com

این عکس حدود یک هفته ای هستش که رو سایت ایسنا و سایت های خبری جنجال به پا کرده.

راستش اول که این عکس رو دیدم نفهمیدم چیه و به قول خودم رگ خنگیم گرفت.دوباره که نگاه کردم متوجه شدم که عکس مربوط به یه دختر خانم نوجوان هستش که برای امرار معاش داره شیشه های ماشین ها رو پاک میکنه.راستش نمیدونم دقیقا چی باید بگم؟از یه طرف میگم خب تو کشورهای دیگه هم (حتی کشورهای صنعتی و نسبتا پیشرفته) خیلی از خانم ها هستن که این کار رو برای یه لقمه نون انجام میدن و خب ایشون هم اولین خانمی هستند که در ایران این کار رو انجام میدن و داره یه لقمه حلال به دست میاره.ولی از یه طرف دیگه میگم بابا اون کشورها ادعای غیرت و مسلمونی و جوانمردی و...ندارند و دولتشون هم ادعا نداره که ریئسش به روح حضرت مسیح متصل میشه!!! ولی تو کشور ما چی؟؟؟ما که هممون ماشاالله سر تا پا ادعای غیرت و مسلونی داریم و دولتمون هم دولت نمونه جهان هستش!!! باید وضعیت دختران جوان کشورمون این جوری باشه؟

یه دوستی گفت بابا امید جان بی خیال شو.تو همون شهر(يا همين دوبي خودتون) خیلی از دختران از رو سیری یا گرسنگی دارند خودشونو میفروشند کسی چیزی نمیگه.حالا تو اومدی به این موضوع میخوای گیر بدی.دختره داره یه لقمه حلال به دست میاره...ولش کن....چی کارش داری!!!؟؟؟

نمیدونم...ولی کاش کمی بهتر بود....فقط کمی.


منبع: وبلاگ اصول اقتصاد.

www.osooleeghtesad.blogfa.com

اخیرا بانک مسکن اعلام کرد در یک خانواده به دو نفر(زن و شوهر یا پدر و فرزند)  با دوحساب جداگانه دو وام 18 میلیونی خرید مسکن روی یک پلاک ثبتی نیز می دهد! این خبر با واکنش شدید محافل اقتصادی روبرو شد به اعتقاد اکثر کارشناسان این امر تورمی بوده و بازار مسکن را با چالشی بسیار جدی رو می کرد.

 

در مصاحبه ای عجیب وزیر مسکن و شهر سازی آقای سعیدی کیا پرداخت دو وام 18 میلیونی خرید مسکن را ضد تورمی خواندند و افزودند این کار هیچگونه اثر تورمی ندارد!

 

رییس جمهوری در مصاحبه ای که بعد از جلسه هیأت دولت در جمع خبرنگاران داشتند با بیان این مطلب که پرداخت دو وام باعث افزایش قیمت مسکن نمی شود از آن حمایت کردند

 

در کمتر از دو روز پس از این ماجرا وزیر اقتصاد آقای دکتر دانش جعفری با بیان این که 2 وام 18 میلیونی فقط برای ساخت مسکن داده می شود خبرهای گذشته را تکذیب کردند

جالب این است بانک مسکن نیز تکذیب کرد .

 

مسولان به کل ماجرا را تکذیب کردند اما مردم همه چیز را شنیده بودند

 

آیا اگراین کار کارشناسی شده بود در کمتر از دو روز تکذیب می شد

آیا تکذیب موضوعی که وزیر مسکن و رییس جمهوری از آن حمایت کردند نشان دهنده ضعف مسولان نیست.

اما این عقب نشینی برای چه بود؟

عده ای اعتقاد دارند این کار برای جلوگیری از افزایش احتمالی قیمت مسکن بوده است.

 

به نظر می رسد مسوولان فقط قصد دارند با افزایش نقدینگی و وام(بدهکار ساختن مردم) قدرت خرید آنها را بالا ببرند

بارها گفته شده است مشکل مسکن در ایران این است که

1.    عرضه آن کمتر از تقاضای آن است

2.    تبدیل شدن بازارمسکن به یک بازار سود ده (افزایش چند صد درصدی قیمت مسکن طی یک سال مؤید همین امر است)

3.    ضعیف و ریسک پذیر  بودن بورس و دیگر بازارها

4.    اشکال ساختاری اقتصاد ایران

5.    گروه های مافیایی

6.    ضعف قانون

7.    ......

 

باز هم باید بگوییم! امید است مسوولان در هنگام اتخاذ یک تصمیم به همه جوانب آن نگاه کنند .


منبع: وبلاگ ليو شائو چي.

www.nisiyrash.blogfa.com

فشرده اي از گفتگوي راديو همبستگي با ابراهيم عليزاده- كارشناس سياسي در اوضاع ايران و كردستان و... 

 

رادیو همبستگی نخست از ابراهیم علیزاده در رابطه با اوضاع سیاسی ایران می پرسد: در حالی که جمهوری اسلامی سیاست های هارتری در پیش گرفته، مهم ترین وظیفه اپوزیسیون چپ و رادیکال سرنگونی طلب در این دوره کدام هاست؟

ابراهیم علیزاده در پاسخ می گوید: نارضایتی و نفرت از رژیم جمهوری اسلامی در همه جای این کشور موج می زند و رژیم حاکم هم نقطه قوت های و هم نقطه ضعف های جنبش های توده ای در ایران را به خوبی می شناسد. اگر چه این رژیم نمی تواند ایران را به شرایط دهه 60 شمسی برگرداند، ولی در عین حال هنوز از ظرفیت های بالایی برای سرکوب برخوردار است و برای مراحل مختلف و حالت های مختلفی که پیش خواهد آمد تدارک دیده است. به عنوان مثال ذخیره های پولی رژیم اگر نمی تواند  اقتصاد این کشور را توسعه بدهد که هیچ، به بلای جانش هم تبدیل شده است، ولی در عوض می تواند در دوره های بحرانی قشری از مزدوران و چماق بدستان بسیجی را با آن سیر و تجهیز کند و به جان مردم بیندازد. این ظرفیت سرکوبگری را تنها با بکار گرفتن ظرفیت های اجتماعی جنبش های توده ای می توان خنثی کرد.

رادیو همبستگی در ادامه می پرسد در چنین صورتی مهمترین وظایف اپوزیسیون چپ و رادیکال سرنگون طلب در این دوره کدام هاست؟

ابراهیم علیزاده در پاسخ می گوید: مشکل اساسی در ناهماهنگی و پراکندگی ها در درون جنبش های اجتماعی موجود است. فعالیت های جریان رادیکال و چپ هم قاعدتا بایستی بر همین نقطه متمرک  بشوند. این جویبارها بایستی به هم بپیوندند تا به رود خروشانی تبدیل گردند. یک اعتصاب تا وقتی که محلی است، تا وقتی که در ارتباط با اعتصابات و اعتراضات دیگر قرار نگرفته است، به ناچار صنفی و محدود خواهد بود، ولی همین اعتصابات پراکنده صنفی هم اگر هم زمان صورت بگیرند، عملا به اهرمهای سیاسی قدرتمندی تبدیل می شوند. واضح است که این کار با سازماندهی صورت خواهد گرفت. کارگران ایران به مراکز قدرت سراسری خودشان احتیاج دارند. از اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه به تنهایی انتظار معجزه ای نمی توان داشت، ولی یک اتحادیه یا سندیکا سراسری که در دل همین مبارزات پراکنده کنونی کارگران هم می توانند شکل بگیرند، ابعاد بسیار فراتری به این اعتراضات خواهند داد. بنابراین به نظر من مهمترین وظیفه هماهنگ کردن تلاشها در این زمینه است. انعطاف نشان دادن، با سعه صدر به اختلافات درون جنبش های اجتماعی موجود برخورد کردن، اگر در خدمت فایق آمدن بر این پراکندگی باشد، جای خودش را دارد.

- رادیو همبستگی می پرسد کومه له روی ملیت های ساکن ایران تاکید می کند اما فدرالیسم را رد می کند، چه دلیلی دارد؟

ابراهیم علیزاده در جواب می گوید: تا آنجا که به فدرالیسم به عنوان یک نظام اداری مبتنی بر عدم تمرکز مربوط می شود، مفید بودن یا مفید نبودنش بستگی دارد به نظام سیاسی حاکم و طبقه اجتماعی حاکم در ایران. به خودی خود نمی توان از برتریهای این سیستم و یا از محدودیتهای آن صحبت کرد.

برنامه اثباتی ما برای آینده این جامعه روشن است. ما خواهان یک نظام شورایی هستیم که مختصات آن را هم به روشنی تعریف کرده ایم. و فکر می کنم که این نظام به مراتب دمکراتیک تر و راه ساده تر و کم هزینه تری برای اداره امور یک جامعه است.

اما آنجا که فدرالیسم قرار است پاسخی به مسئله رفع ستم ملی باشد، بایستی بگویم که هم تاریخا ناتوانی آن اثبات شده است و هم منطقا قادر به حل این معضل اجتماعی نیست و عملا مشکل را طولانی تر و بغرنج تر خواهد کرد. در نظام فدرالی متکی بر تقسیم بندیهای ملی، در همه طرح هایی که تاکنون دیده ایم، همه اهرم های قدرت که اساس ستم ملی بر آنها استوار است در دست دولت مرکزی باقی خواهد ماند و رژیم حاکم در هر مقطعی با بکارگیری این اهرم ها می تواند اوضاع را به روال سابق بازگرداند. به عنوان مثال برنامه های اقتصادی دراز مدت و کنترل منابع زیرزمینی که در رژیم های نظیر رژیم ایران اساس عقب ماندگی ها و تبعیضات اقتصادی است در اختیار دولت مرکزی است. ارتش عامل اصلی سرکوب های ملی در کنترل رژیم حاکم خواهد بود و غیره.

اما نگرانی ها در مورد طرح های فدرالی موجود در مورد آینده ایران وقتی بیشتر می شوند که به ترکیب نیروهایی که این شعار را می دهند نگاه کنیم. آنها از یک سو جریانات ناسیونالیست منتسب به ملت فرودست هستند که به هیچ چیز غیر از به قدرت رسیدن حزب خودشان فکر نمی کنند. آنها به خاطر کسب سهمی از قدرت برای حزبشان هر کاری را مجاز می دانند و به رفع واقعی ستم ملی نمی اندیشند. از آن طرف هم یعنی از جانب ناسیونالیست های منتسب به ملت بالا دست که طرحهای فدرالی را می پذیرند هدف مرکزی خود را حفظ تمامیت ارضی ایران تعیین کرده اند که از اساس با خواست دمکراتیک رفع ستم ملی در تناقض است. این جهت گیری ها از دو طرف عبیرغم توافق های ظاهریشان بر سر فدرالیسم در ایران ظرفیت های بالایی برای به خون کشیدن این جامعه را دارند.

-رادیو همبستگی می پرسد: کومه له، سازمانی است که نیروی مسلح هم دارد اما عملیات مسلحانه ندارد، دلیلش چیست؟ آیا ملاحظات منطقه مطرح است یا تغییری در سیاست هایتان نسبت به مبارزه مسلحانه به وجود آمده است؟

ابراهیم علیزاده جواب می دهد: در رابطه با ویژگی های مبارزه مسلحانه در کردستان این سئوال بایستی به چند نکته اشاره کرد.

یک خصوصیت متفاوت مبارزه و مقاومت مسلحانه در کردستان بخصوص در دو سه دهه اخیر ارتباطش با مردم بوده است. مردم از آن پشتیبانی کرده اند، در مقیاس وسیع در آن شرکت کرده اند. این یک مبارزه چریکی جدا از مردم نبود. مبارزه مسلحانه در کردستان آن موتور کوچک نبود که یک عده قهرمان آن را به کار بیاندازند تا موتور بزرگتر یعنی توده ها را به حرکت در بیاورند، بلکه بحث بر سر این است که این مبارزه مستقیما و به اعتبار خودش توازن قوای عمومی در رویارویی با رژیم به نفع جبهه مردم عوض بکند.

نکته دیگر این است که یک استراتژی پیروزمند در یک مبارزه مسلحانه نمی تواند اساس ادامه کاری خودش را بر استفاده دراز مدت از مرزهای کشور بغل دستی بنا بکند. با همه زمینه های عینی که مسئله کرد به عنوان یک مسئله منطقه ای در خودش دارد و تفاوتهایی که در این زمینه با جاهای دیگر در دنیا موجود است، چنین استفاده هایی موقتی و محدود خواهند بود. دولتها ابزارهایی برای اعمال فشار بر همدیگر و سازش کردنها در این زمینه دارند. استفاده کردن از این امکانات در مقاطعی ممکن است مجاز و مفید باشد ولی طبیعی است که ناپایدار و موقتی خواهد بود. اگر مقاومت مسلحانه تاکتیکی اساسا درست است، اگر زمینه های عینی دارد، اگر امکان برپایی آن وجود دارد قاعدتا بایستی بتواند مستقل از این امکانات هم راهی برای ادامه کاری خودش پیدا کند. مبارزه مسلحانه با داشتن امکانات در مرزها و استفاده از یک پشت جبهه مطمئن می تواند در موقعیت بهتری قرار بگیرد ولی دیگر نباید سویچ موتورش دست کشور همسایه باشد، هر وقت خاموش کرد آن از حرکت بیافتد.

در شرایط فعلی حکومت محلی کردستان عراق مایل نیست که ما از سرزمین تحت کنترل آنها به عنوان پایگاه نظامی بر علیه رژیم ایران استفاده کنیم، در یک مقطعی هم خود ما به خاطر دردسرهایی که حضور مسلحانه ما در مرزها برای مردم آن مناطق بوجود می آورد از حضور نظامی در آن مناطق خوداری می کردیم.

بعلاوه مایل هستم که در این رابطه مثالی بزنم. اگر امروز فی المثل آمریکایی ها که در منطقه حضور دارند بخواهند از نیروی نظامی ما به عنوان ابزار فشاری بر رژیم اسلامی برای محدود کردن فعالیت گروه های تندرو اسلامی نظیر انصار اسلام و القاعده استفاده کنند و به این دلیل بخواهند امکانات و تسهیلاتی برای نیروی مسلح ما فراهم کنند، نه اصولی و نه مفید خواهد بود که برای ادامه کاری مبارزه مسلحانه به استقبال چنین پیشنهادات احتمالی برویم.

صرف نظر از همه اینها اکنون موقعیت جنبش توده ای در کردستان اولویت های ما را تا اندازه ای عوض کرده است. ما نمی خواهیم با دادن بهانه برای ملیتاریزه شدن بیشتر کردستان حرکت های رو به رشد اجتماعی آسیب ببینند.

نهایتا می خواهم این را بگویم که ما مبارزه مسلحانه را به عنوان یک تاکتیک سیاسی کنار نگذاشته ایم، ولی این که در چه زمان و مکانی، با چه حجمی و با چه روش هایی به آن دست می بریم، مربوط خواهد بود به ارزیابی کنکرت ما از اوضاع و به همین دلیل سعی می کنیم ظرفیت های خودمان را در این زمینه حفظ  و حتی تقویت کنیم.

- رادیو همبستگی می پرسد: نظر عمومی شما در مورد سیاست های آمریکا در منطقه و به خصوص در مورد کردستان چگونه است؟

ابراهیم علیزاده در جواب می گوید: این دیگر واقعیتی است که کسی آن را انکار یا پرده پوشی نمی کند، یا نمی تواند بکند، که هدف آمریکا در منطقه خاورمیانه و هر جای دیگر دنیا چیزی جز تامین هژمونی و رهبری خود از لحاظ اقتصادی، از لحاظ سیاسی و از لحاظ نظامی نیست. از دوره جنگ سرد به بعد دولت آمریکا این استراتژی را با جدیت دنبال کرده است. ولی همانطور که دیدیم کار آنها در این زمینه آنگونه که در ابتدا تصور می کردند، به آسانی پیش نرفت و کانون های بحرانی همچنان بحرانی باقی ماندند. در زمینه شعار دمکراسی و حقوق بشر که آمریکایی ها مدعی بودند برای منطقه به ارمغان می آورند، واقعیت این است که هر جنگی عرصه های مختلفی دارد. طراحان جنگ ها برای پیش برد امرشان عرصه های روانی و تبلیغاتی پیش بینی می کنند، پوشش های ایدئولوژیک می تراشند. پروژه دمکراسی و نبرد با دیکتاتورها و غیره هم در این چهارچوب می گنجد نه آن گونه که به اصلاح روشنفکر لیبرال در کشورهایی نظیر کشور ما می گویند.

اما در مورد قضیه کرد بایستی بگویم که دولت آمریکا سیاست روشنی در این زمینه ندارد یا در واقع نمی خواهد با این کارت زیاد بازی کند. در تمام طول جنگ در سال 2003 در عراق آرتش آمریکا اجازه نداد در نتیجه سقوط رژیم عراق توازن قوا بیش از آنچه که تا آن هنگام وجود داشت به نفع احزاب سیاسی کردستان عراق تغییر کند. یا در مورد کردستان ایران هم می بینیم در حالی که برای دولت آمریکا متحد کردن چند حزب ناسیونالیست کرد قاعدتا نباید کار مشکلی باشد هیچ حرکت جدی و موثری انجام نمی دهد.

رادیو همبستگی در میانه این پاسخ می پرسد: ولی می بینیم که احزاب کردستان متحدان جدی آمریکا هستند و سیاست های آن را تایید می کنند.

ابراهیم علیزاده در توضیح بیشتر می گوید: این کاملا درست است اما آنها از تصور و توهم خودشان عاشق سیاستهای آمریکا شده اند در حالی که سیاست دولت آمریکا در بهترین حالت خنثی نگه داشتن آنها بوده است.

رادیو همبستگی می پرسد: در رابطه با انشعاب اخیر زحمتکشان، اطلاع زیادی در مورد اختلاف سیاسی آن ها منتشر نشده است. طرفین اساسا به مسائلی نظیر امکانات مالی و مسائلی از این قبیل تاکید می کنند، به نظر شما واقعا دعوای آن ها بر سر چیست؟

ابراهیم علیزداه در جواب می گوید: هر کدام از چیزهایی که از جناح های مختلف این سازمان در زمینه مسایل تشکیلاتی مالی و غیره به همدیگر می گویند رگه هایی از واقعیت را در خودش دارد اما این بحثی است که مربوط می شود به دو دستگی در بالای این جریان، اما نمی تواند صف بندی های پایین را توضیح بدهد، آن هم در شرایطی که می بینیم با چه اشکال حادی از رویاروی خود را نشان می دهد. سئوال این است که چرا در پایین هم علاقه ای به حفظ وحدت باقی نمی ماند؟ واقعیت این است که رهبری این جریان به دلیل در پیش گرفتن سیاست هایی که پاسخ راهگشایی برای سازمانشان در بر نداشته است، اتوریته خود را در صفوف تشکیلاتش از دست داده است. یک چنین رهبریی در شرایطی که بر سر مسایل تشکیلاتی اختلاف در می گیرد قادر به جمع و جور کردن صفوف پایین با استفاده از اتوریته سیاسی خود نخواهد بود. به این معنا ریشه واقعی ایجاد چند دستگی در این سازمان بایستی در ناکامی های سیاسی سال های اخیر آنها جستجو شود.

رادیو همبستگی می پرسد: اختلافات داخلی حزب کمونیست و کومه له تا علنی شده است و برخی به فعالیت به نام کومه له تاکید دارند، چرا؟ شما هم به فعالیت حزب کمونیست ایران و کومه له به عنوان سازمان کردستان این حزب تاکید دارید چرا؟

ابراهیم علیزاده پاسخ می دهد: این بحث در میان ما سابقه طولانی تری دارد. انشعابی که چند سال پیش به تشکیل سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان منجر شد، در واقع همین هدف را دنبال می کرد. آن هنگام این بخش از رفقای ما که همین جهت گیری را داشتند اما هر کدام به دلایلی با این جریان همراه نشدند، در صفوف حزب کمونیست و کومه له باقی ماندند و سعی کردند دیدگاهای خود را در چهارچوب همین جریان پیگیری کنند. طی این چند سال البته سخن زیادی پیرامون محتوای واقعی نقشه ای که دنبال می کنند نگفته اند. البته به نظر من این دیدگاه در منسجم ترین شکل خود قبلا امتحانش را پس داده است و من امیدوار هستم این رفقا تا آنجا که به محتوای سیاسی پروژه اشان برمی گردد، با دقت، صراحت و روشنی و شفافیت بیشتری صحبت کنند و تا آنجا که به شکل آن برمی گردد اما از تجربه انشعاب قبلی و سرنوشتی که پیدا کرد درس بگیرند و با جریان سیاسی برنامه ایی و ایدئولوژیک کومه له و حزب کمونیست ایران همراهی بیشتری داشته باشند.

اما راجع به خودمان به عنوان حزب کمونیست ایران و کومه له، آنچه که ما دنبال می کنیم از لحاظ شکل فعالیت سازمانی همان حرکتی است که از ابتدا کومه له بر آن پایه گذاری شده است. بک جریان سیاسی که محدوده فعالیت خودش را ایران تعیین کرده است و بنا به موقعیت خاصی که بویژه از یک مقطعی به بعد، به دنبال ضرباتی که در سال 1352 متحمل شد و سپس به دنبال انقلاب ایران و برپایی جنبش کردستان، اولویت های کردستانی در دستورش قرار می گیرد و فعالانه به انجام آن مشغول می شود.

بنابراین از لحاظ شکل سازمانی و محدوده فعالیت تشکیل حزب کمونیست ایران همیشه از اهداف تعطیل ناپذیر این جریان بوده است و از لحاظ محتوای فعالیت هم ما خواهان یک انقلاب کارگری که راه را برای تحقق یک برنامه سوسیالیستی هموار بکند هستیم. کمونیسم آرمان نهایی ماست و این مضمون دقیقا آن شکل از فعالیت را هم که اشاره کردم از ما می خواهد.

رادیو همبستگی در پایان در مورد زمینه ها و امکان متحد شدن نیروهای رادیکال و چپ در ایران می پرسد

ابراهیم علیزاده در جواب می گوید: اپوزیسیون رادیکال و چپ در ایران تنها در متن یک دخالت گری فعال و مشارکت در جنبش های اجتماعی موجود است که می تواند راه متحد شدن خودش را در مقیاس بزرگ و موثر پیدا کند. در آنجا هست که تنگ نظریها و محدودنگری هایی که معمولا مانع اتحاد و نزدیکی این نیروها هستند رنگ می بازند و راه برای همکاریها و اتحادهای وسیع هموار می شود.

 

 

 

جمعه بیست و هشتم دی 1386 توسط سینا |



به احترام تمام مردانی که مرد ماندند و می مانند تا آنگاه که بگویند: مرد مُرد.
سلام. من سینا 22 ساله از تبریز- دانشجوی سال آخر ریاضی کاربردی دانشگاه شبستر.
امیدوارم که از دیدن این وبلاگ نهایت استفاده را ببرید. خوشحال میشم از نظرها و انتقاداتتان باخبر شوم. ممنون.

sinamath65@yahoo.com

اخبار گزیده ایران و جهان
گزارشهای تحلیلی
سینما و تلویزیون
خانواده
ورزش
خواندنی ها
گردشگری
خودرو
علمی
پزشکی
فناوری و اطلاعات
موبایل
تاریخ
گالری عکس
حوادث
ریاضیات
جامعه
چهره ها
ادبی
سرگرمی
معرفی سایت
پست الکترونیکی من:
عشقکده
اخبار تصویری
آرشیو بازیگران
درسهای زندگی
مقالات
از وبلاگها
آثار باستانی و تاریخی و طبیعی ایران:
گفته های شیرین
حیات وحش
گیاه شناسی
کلیپ های تصویری
فضا
خواص میوه ها- سبزیجات و خوراکیها
ایرانیهای مشهور
دیدنیهای هفته

وبلاگی در مورد هری پاتر، فیلم، موسیقی...
عکسهای جالبی از یانگوم....
رمز تمام بازیهادر وبلاگ رمز بازیها...
دنیای بالیوود
پایگاه خبررسانی عبرت
برنامه،بازی، علمی و....
عشق واقعی
پاتوق عاشقان مهران مدیری
وبلاگی در مورد نابغه طنز ایران و.....
نداي وطن
تورينو 2- اخبار باشگاه يوونتوس
معرفي هنرها به شيوه اي نوين در هنر نوين
درد تنهايي يك آدم در اوج بدبختي
بهترين وبلاگها
طراحي رايگان قالبهاي سبك و زيبا
دختر ايران
روابط عمومي برتر
متافيزيك و ريكي انرژي
آموخته هايم از يك استاد بزرگ
وارثان كوروش
وب سايتي براي همه...
نتهاي خط خطي
گلشن
چنگ آزاد( بابك جان)
به شكوفه ها به باران برسان سلام ما را
ترويج اسلام
تكنو كامپيوتر
خبرهاي ايران و جهان
آلونك دوستي
د....و....س...ت
وبلاگي براي همه ( جواد)
مجنون عشق ( ميترا )
darhamnew
پاييز دلم
دوستانه
دنياي اطلاعات
سينما ( نوشين )
پايگاه اطلاع رساني بهنا
عضو شو بازي كن جايزه ببر لينك كن
محسن بيدي ( دوستي با خبرنگار)
رها
دادخواهي حيوانات از انسانها
قالب وبلاگ

هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386

RSS 2.0

Design By Parstheme